كثيرا : صفت براى مصدر محذوف .
مقصود :
اكنون بذكر معجزاتى كه به موسى عطا كرده بود پرداخته ، ميفرمايد :
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى
: براى اينكه موسى را وادار به تأمل در بارهء عصا كند تا بعداً معجزه را بدست او اجراء كند ، از او مىپرسد : چه در دست دارى ؟
قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها
: موسى در جواب مىگويد : عصاى من است كه در وقت راه رفتن تكيه بر آن مىكنم .
وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي
: و بوسيلهء آن برگ درختان را مىريزم تا گوسفندانم بخورند .
وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى
: و نيازهاى ديگرى نيز به آن دارم . اين جمله از باب كنايه است و با ذكر لازم اراده كرده است ملزوم را . ابن عباس گويد : بوسيلهء آن توشهء خود را بدوش مىكشيد و آن را بر زمين مىكوبيد و آب از توشهء خود بيرون مىآورد و بوسيلهء آن چيزهاى خوردنى را از زمين خارج مىكرد و درندگان را از خود دور ميكرد و با دشمن مىجنگيد و در وقت آب كشيدن از چاه از آن استفاده مىكرد و انيس تنهايى او بود و درختهاى بلند را بكمك آن خم ميكرد .
قالَ أَلْقِها يا مُوسى فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
: بدستور خداوند عصا را بر زمين افكند و به شكل مارى در آمد كه با سرعت حركت مىكرد . برخى گفتهاند :
به شكل مار زرد رنگى در آمد كه همچون اسب داراى يال بود و هم چنان بزرگ شد تا به شكل اژدهاى عظيمى در آمد . برخى گفتهاند : لحظهاى پس از آنكه عصا را بر زمين افكند به شكل بزرگترين اژدهايى در آمد كه كمتر كسى آن را ديده بود .
همچون كره شترى بود كه سنگها را مىبلعيد و درختها را از ريشه برمىآورد و از چشمانش آتش بيرون مىجهيد و سر خميدهء عصا به گردن اژدها تبديل شده ، در آن موهايى روئيده بود به شكل نيزه . موسى همين كه اين منظره را ديد ، به عقب رفت .
سپس به ياد خداوند افتاد و از روى شرم و حيا بر جاى خود ايستاد . از جانب خداوند