گرزها در زمين قرار داده شود ، تمام جن و انس را بر خود جاى ميدهد .
حسن گويد : شعلههاى آتش آنها را بالا ميبرد . آن گاه بوسيلهء گرزهاى آهنين به اعماق جهنم سقوط مىكنند و ساعتى آرام ندارند .
كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها
: هر گاه بخواهند بر اثر شدت ناراحتى از آتش خارج شوند ، با همان گرزها بجايگاه خود باز گردانده ميشوند .
وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ
: به آنها گفته مىشود : عذاب سوز و گداز جهنم را بچشيد .
تا اينجا در بارهء يكى از خصمها گفتگو كرد . اكنون در بارهء خصم ديگر مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
: خداوند مردمى را كه بوحدانيتش اقرار و كارهاى نيكو كردهاند ، داخل بهشتهايى مىكنند كه از زير بناها و درختانشان نهرها جارى است .
يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ
:
زر و زيور آنها دستبندهايى است از طلا و مرواريد و لباس آنها در آنجا از ديبا است .
خداوند پوشش لباس حرير را در دنيا بر مردان حرام و آنها را تشويق كرده است كه در آخرت بپوشند .
وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ
: در بهشت راهنمايى شدهاند به تحيتهاى نيكو .
آنها يكديگر را به نيكى درود و تحيت مىفرستند و خدا و ملائكه نيز آنها را تبريك و تهنيت مىگويند .
برخى گويند : يعنى ارشاد ميشوند به « لا إله الا اللَّه » و « الحمد للَّه » .
برخى گويند : يعنى به سخنان دلنشين و پسنديده .
برخى گويند : يعنى به ذكر خدا .
وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِيدِ
: و به راه خدايى كه مستحق حمد و ستايش است