خرما را بجنبان تا خرماى چيده شده ، بر زمين بيفتد و از آن بخورى . امام باقر عليه السلام مىفرمايد : زنانى كه وضع حمل كردهاند ، رطب نمىخورند ، ولى خداوند بمريم رطب عطا كرد . گويند : درخت خرما خشك و بىبر بود ، زيرا اگر سبز و بارور بود ، خود مريم آن را مىجنبانيد و نيازى به اين دستور نداشت . مخصوصاً كه آن موقع ، فصل زمستان هم بود . اين يكى از معجزات است كه خرماى بىموسم ، از چوب خشك ، ناگهان بوجود آيد . در روايت است كه اين تنهء درخت ، سر نداشت ، همين كه مريم پاى خود را به آن زد ، سبز و بارور شد .
فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً
: اى مريم ، از اين رطب بخور و از اين آب بنوش و خوشدل باش . برخى گويند : يعنى به اين طفل كه مىنگرى ، ديدهات را خنك گردان ، زيرا اشك شادى سرد و اشك غم گرم است . برخى گويند : يعنى با ديدن اين طفل محبوب ، چشمان تو آرامش پيدا مىكنند .
فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً
: هر گاه بشرى ببينى كه از تو در بارهء اين طفل سؤالى كند ، بگو : من روزهء صمت گرفتهام . يعنى : با خداى خود عهد كردهام كه با كسى تكلم نكنم . قتاده گويد : يعنى روزه دارم و بايد از خوردن و آشاميدن و سخن گفتن خوددارى كنم . مريم مأمور مىشود كه با كسى سخن نگويد ، تا خود طفل سخن بگويد و دامن مادر را از لكهء تهمت پاك سازد . گويند : در ميان بنى اسرائيل ، كسانى بودند كه همانطورى كه روزه مىگرفتند و غذا نمىخوردند ، روزه مىگرفتند و با كسى سخن نمىگفتند ، مدت روزه از صبح تا شام بود .
فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
: من روزه دارم و با كسى سخن نمىگويم . البته ، اين اندازه اجازه داشت كه سخن بگويد ، اما بيشتر از آن ، اجازه نداشت . اين معنى از سدى است . ابو على جبائى گويد : خداوند قبلا به او امر كرده بود كه نذر سكوت كند و هر گاه كسى از او سؤال كند ، با اشاره به او فهماند كه روزهء سكوت گرفته است . زيرا صحيح نيست كه خداوند به او دستور دهد كه بدروغ ، بگويد : روزهء سكوت گرفتهام .
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا
: مريم ، عيسى را