و شمارهء سالها و حساب را بدانيد و هر چيزى را بطور كامل تفصيل دادهايم .
لغت :
مبصرة : درخشان و روشنى بخش . ابو عمرو گويد : مقصود اين است كه نور روز وسيلهء ديدن است . چنان كه مىگويند : « ليل نائم » يعنى شبى كه وسيلهء خواب مردم است و « سرّ كاتم » يعنى رازى كه مردم آن را كتمان كنند .
كسايى گويد : « ابصر النهار » يعنى : روز ، روشن است . برخى گويند : « مبصرة » يعنى : چيزى كه در وقت آن مردم مىبينند . مثل « رجل مخبث » يعنى : مردى كه اهلش خبيث و « رجل مضعف » يعنى : مردى كه اهل او ضعيف است .
يدع : اين كلمه در معنى داراى واو است ، لكن واو آن را نمىنويسند .
اعراب :
أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً
: به تقدير : « بأن لهم اجراً كبيرا » است .
وَ أَنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ . . .
: عطف بر
أَنَّ لَهُمْ أَجْراً . . .
اگر « ان » را بنا بر استيناف به كسر بخوانيم جايز است ، لكن قرائت نشده .
اعتدنا : در اصل « اعددنا » است ، كه دال تبديل به تاء شده تا تضعيف نشود .
كُلَّ شَيْءٍ
: منصوب به فعل مقدر كه بوسيلهء « فصلناه » تفسير شده است .
مقصود :
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
: اين قرآن مردم را بديانت و طريقتى هدايت مىكند كه راستترين راهها و ديانتهاست . از لحاظ استعمال ، گفته مىشود :
« هداه الطريق و للطريق و الى الطريق » .
برخى گويند : يعنى : بسوى كلمهاى هدايت مىكند كه معتدلترين و صحيحترين كلمات است ، يعنى : كلمهء توحيد .
برخى گويند : يعنى بسوى حالتى هدايت مىكند كه معتدلترين حالات است .
يعنى : توحيد و ايمان به خدا و پيامبران و عمل نيكو . اين معنى از زجاج است .
وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً
: و مردم