كه مردم ستمكار عذاب را بنگرند ، از آنها تخفيف داده نشود و آنها را مهلت ندهند .
لغت :
اكنان : جمع « كنّ » پناهگاه . « كن » به معناى پيراهن و زره و . . . آمده است .
استعتاب : از عتاب است . « استعتبه » يعنى كار او را مورد انكار قرار دادم و در صدد اصلاحش بر آمدم .
اعراب :
فَإِنْ تَوَلَّوْا
: جمله شرط ، به تقدير : « فان تولوا لم يلزمك تقصير من اجل توليهم » در اينجا جزاى شرط حذف شده ، زيرا كلام دلالت بر آن دارد .
لِلَّذِينَ كَفَرُوا
: در محل رفع و نايب فاعل
« لا يُؤْذَنُ »
مقصود :
اكنون خداوند به بيان نعمتهاى ديگر پرداخته ، مىفرمايد :
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالًا
: خداوند از درختها و بناها براى شما سايهها ، بوجود آورد ، تا در پناه آنها از سرما و گرما محفوظ بمانيد .
وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً
: و در كوهها غارها و پناهگاههايى قرار داد كه در آنجا منزل گيريد .
وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ
: ابن عباس و قتاده گويند : يعنى براى شما پيرانهايى از پنبه و كتان و پشم قرار داد تا شما را از گرما و سرما حفظ كند .
در اينجا فقط حفظ از گرما را ياد كرد با اينكه از لباسها بيشتر براى حفظ از سرما استفاده مىشود ، نه گرما ، زيرا هر چه از گرما مردم را حفظ كند ، از سرما نيز حفظ مىكند ، وانگهى مردم عرب بيشتر با گرما مواجه بودند نه سرما ، بنا بر اين به چيزى احتياج داشتند كه جلو گرما را بگيرد ، نه جلو سرما را . اين مطلب از عطاست .
علاوه بر اين ، عرب ، با ذكر يكى از دو چيز ، از دومى چشم پوشى مىكند ، زيرا معلوم است . شاعر گويد :
و ما ادرى اذا يممت ارضاً * اريد الخير ايهما يلينى