جانشين مصدر شده باشد و ممكن است مفعول باشد . و « تعلمون » : به معناى « تعرفون » است ، زيرا بيك مفعول اكتفاء كرده است .
أَثاثاً وَ مَتاعاً
: مفعول براى « جعل » .
مقصود :
اكنون خداوند به بيان نعمتهايى ديگر پرداخته ، مىفرمايد :
وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً
: خداوند شما را از شكم مادرانتان به فضل و نعمت خويش بيرون آورد ، حال آنكه در آن حالت ، به سود و زيان خويش آگاه نبوديد .
وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ
: و بر شما تفضل كرد و به شما حواس كامل و قوهء ادراك بخشيد ، تا بوسيلهء آنها مدركات عالم وجود را بشناسيد و بشما دلى بخشيد كه كانون معارف است و بوسيلهء آن به تفكر و تأمل مىپردازيد .
لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
: تا خدا را بر اين نعمتها سپاسگزارى و ستايش كنيد .
سپس به بيان دليلى ديگر پرداخته ، مىفرمايد :
أَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّراتٍ فِي جَوِّ السَّماءِ
: آيا در بارهء مرغان نمىانديشيد كه خداوند آنها را طورى آفريده است كه مىتوانند در جو ، تصرف و بالا و پائين و آمد و شد كنند ؟ آرى آنها بدون تكيهگاهى با بالهاى خود در هوا پرواز مىكنند و سقوط نميكنند .
ما يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ
: تنها خداوند است كه آنها را از سقوط بر زمين ، حفظ مىكند . درست همانطورى كه شناگران در آب به شنا مىپردازند و آب وسيلهء حفظ آنهاست ، مرغان نيز در هوا شناورند و خود هوا - كه مخلوق خداوند است - آنها را نگهدارى مىكند .
در حقيقت ، خداوند هوا را در زير بدن آنها نگه مىدارد ، نه خود آنها را نگه مىدارد . بدين ترتيب نگه داشتن هوا را ، نگه داشتن مرغان ناميده است و اين استعمال ، مجازى است ، چه سكون آنها در هوا ، فعل خودشان است .