بيان آيه 49 تا 51
قرائت :
يتوفى : ابن عامر به دو تاء و ديگران بياء و تاء قرائت كردهاند . اين فعل اسناد بملائكه داده شده و تأنيث ملائكه غير حقيقى است .
اعراب :
إِذْ يَقُولُ
: عامل « اذ » ممكن است مبتداى محذوف باشد . يعنى « ذلك اذ » يا « اذكر » محذوف باشد .
وَ لَوْ تَرى
: جواب « لو » محذوف است . حذف جواب ، احتمال وجوهى مىدهد و ابلغ است ،
بِما قَدَّمَتْ
: خبر براى « ذلك » يا منصوب به « جزاءكم » محذوف .
وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ
: تقدير آن « بان اللَّه » يا خبر است براى مبتداى محذوف .
مقصود :
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ
: منافق كسى است كه قلباً كافر و ظاهراً مؤمن باشد .
وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
: كسانى كه در دلهايشان مرض است ، آنهايى هستند كه ظاهراً اظهار اسلام مىكنند و باطناً در بارهء آن ترديد دارند . برخى گفتهاند :
چند جوان از قريش بودند كه در مكه اسلام آوردند و پدرانشان آنها را بزندان افكندند .
اينان عبارتند از قيس بن وليد بن مغيره و على بن امية بن خلف و عاص بن منبه و حارث بن زمعه و أبو قيس بن فاكهة بن مغيره . در جنگ بدر ، همين كه چشمشان بعدهء قليل مسلمين افتاد ، گفتند :
غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ
: اينان مغرور دين خود شدهاند و بدون توجه به جمعيت انبوه مشركين ، فريب پيامبر خود خورده ، بجنگ آمدهاند . سپس خداوند بيان