ميدانم كه شما نمىدانيد و مىترسم كه خداوند مرا هم هلاك كند .
در بارهء كيفيت ظهور شيطان اختلاف است . برخى گويند : هنگامى كه قريش مىخواست حركت كند ، متذكر شد كه ميان ايشان و بنى بكر بن عبد مناف بن كنانه ، جنگ است و مىخواست از حركت منصرف شود . شيطان با لشكريان خود به صورت سراقة بن مالك بن جشعم كنانى مدلجى كه از اشراف كنانه بود ، نزد آنها آمد و گفت :
امروز هيچكس بر شما پيروز نمىشود . من شما را از كنانه حفظ مىكنم و شما در پناه من هستيد . چنان كه شاعر گويد :
يا ظالمى انى تروم ظلامتى * و اللَّه من كل الحوادث جارى
يعنى اى كسى كه به من ظلم مىكنى ، چرا قصد ظلم من دارى ؟ خداوند در همهء حوادث ، پناه من است .
همين كه شيطان مشاهده كرد كه فرشتگان از آسمان نازل مىشوند و دانست كه تاب مقاومت ندارد ، عقب نشينى كرد .
برخى گويند : شيطان در صف مشركين ، دست حارث بن هشام را گرفته بود و عقب نشينى كرد . حارث گفت : سراقه ، كجا مىروى ؟ گفت : من چيزهايى مىنگرم كه شما نمىنگريد ! حارث گفت : چيزى جز واماندههاى يثرب نمىنگرم . در اين هنگام محكم به سينهء حارث زد و فرار كرد و سپاهيان شكست خوردند . هنگامى كه به مكه بازگشتند ، گفتند : سراقه مردم را شكست داد . اين خبر به گوش سراقه رسيد .
گفت : من از حركت شما مطلع نبودم ، تا چه رسد به اينكه از شكست شما مطلع باشم ؟ ! گفتند :
تو در فلان روز نزد ما آمدى ، او قسم خورد كه نيامده است ، وقتى كه مسلمان شدند . فهميدند كه شيطان بوده است . اين قول از كلبى و مروى از امامان پنجم و ششم ( ع ) است .
برخى گويند : شيطان نمىتواند به صورت انسان در آيد . اين كار را خداوند انجام داد تا مشركين تحريك شوند و ترس از كنانه را كنار گذارند و رهسپار بدر شوند