گفت : يا محمد ، از تو تقاضا مىكنم كه با من مثل ساير قريش رفتار كنى . اگر آنها را كشتى ، مرا هم بكش و اگر نكشتى و فديه گرفتى ، مرا هم نكش و از من فديه بگير . فرمود :
خداوند بوسيلهء اسلام ، خويشاوندى را از ميان برد . سپس بعلى دستور داد كه گردنش را بزند ، آن گاه بعلى دستور داد كه عقبه را بياورد و بقتل برساند .
سعيد بن جبير گويد : در روز بدر پيامبر خدا سه تن از قريش را بقتل رسانيد : مطعم بن عدى و نضر بن حارث و عقبة بن ابى معيط .
وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
: به ياد آور هنگامى را كه كفار گفتند : خدايا ، اگر آنچه محمد آورده ، حق و از جانب تو هست ، همانطورى كه بر قوم لوط ، سنگ باريدى ، بر ما هم از آسمان سنگ ببار ، يا اينكه ما را دچار عذابى سخت گردان . سعيد بن جبير و مجاهد گويند : گويندهء اين سخن نيز نضر بن حارث است . برخى روايت كردهاند كه گويندهء آن ابو جهل است .
پرسش - 1 ممكن است گفته شود : چرا بخاطر چيزى كه حق است ، طلب عذاب كردند ، در حالى كه بايد طلب خير و ثواب كنند ؟
پاسخ آنها معتقد بودند كه آنچه پيامبر آورده ، حق نيست و چون حق نيست ، عذابى هم بر آنها نازل نخواهد شد .
پرسش - 2 چرا مىگويد : از آسمان سنگ ببار . در حالى كه باريدن ، جز از آسمان امكان ندارد ؟
پاسخ 1 - ممكن است سنگ از جاى بلندى غير از آسمان باريده شود .
2 - در اينجا كلمهء « من » براى بيان است .