مقصود :
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا
: به ياد آور ، هنگامى كه مشركين براى شكست دادن و هلاك توبه تدبير و مشاوره پرداختند . عتبه و شيبه ، پسران ربيعه و نضر بن حارث و ابو جهل بن هشام و ابو البخترى بن هشام و زمعة بن اسود و حكيم بن حزام و امية بن خلف و . . .
در اين شورى شركت داشتند .
لِيُثْبِتُوكَ
: ابن عباس و حسن و مجاهد و قتاده گويند : يعنى مىخواستند ترا به بند بكشند . عطا و سدى گويند : يعنى مىخواستند ترا زندانى كنند . ابان بن تغلب و جبائى و ابو حاتم گويند : يعنى مىخواستند ترا مجروح كنند ، شاعر گويد :
فقلت ويحك ما ذا فى صحيفتكم * قالوا الخليفة امسى مثبتاً وجعاً
يعنى : گفتم : واى بر تو ! چيست در صحيفهء شما ؟ ! گفتند : خليفه كه بجراحتى سخت گرفتار شده است !
أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ
: يا اينكه ترا بقتل برسانند يا از مكه بجايى ديگر بفرستند . برخى گويند يعنى : ترا بر شترى سوار و او را رها كنند تا بهر جا مىخواهد ترا ببرد .
وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ
: آنها در بارهء تو تدبير مىكنند و خدا در بارهء آنها تدبير مىكند . اين معنى از ابو مسلم است . جبائى گويد : يعنى در بارهء تو طورى كه متوجه نباشى ، نيرنگ مىكنند و خداوند ، بطورى كه آنها ندانند ، آنها را گرفتار عذاب مىكند . برخى گويند : يعنى آنها مكر مىكنند و خداوند كيفر مكر آنها را مىدهد . چنان كه مىفرمايد :
« جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها »
( شورى 40 : كيفر هر بدى ، مثل خود آن بد است )
وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
: خداوند بهترين مكر كنندگان است ، زيرا جز آنچه حق و صواب است نمىانديشد و آن اين است كه : عذاب را بر كسانى كه سزاوار آن هستند ، نازل مىكند . مردم گاهى در بارهء ظلم و فساد ، مكر مىكنند و گاهى در بارهء عدل . اما فايدهء اين قسم مكر آنها نيز به اندازهء مكر خداوند به مردم مؤمن فايده نمىرساند . از اين جهت خداوند .
« خَيْرُ الْماكِرِينَ »
است .