بيان آيه 30
لغت :
مكر : نيرنگ و حيله . از هرى گويد : مكر مردم ، خدعه و نيرنگ و مكر خداوند ، جزاى آن است . فرق ميان غدر و مكر اين است كه غدر پيمان شكنى و مكر اعم است .
اثبات : حبس . اين كلمه به معناى جراحت زدن نيز آمده است .
شأن نزول :
مفسران گويند : اين آيه در بارهء داستان دار الندوه نازل شده است . گروهى از قريش در خانهء قصى بن كلاب ، اجتماع كردند و در بارهء پيامبر به مشورت پرداختند .
عروة بن هشام گفت : صبر مىكنيم تا مرگش فرا برسد . ابو البخترى گفت : از مكه اخراجش كنيد تا از دست او راحت شويد . ابو جهل گفت : اين رأىها صحيح نيست .
او را بكشيد ، براى كشتن او از هر قبيلهاى يك نفر انتخاب كنيد ، تا دسته جمعى او را بكشند و بنى هاشم ناچار شوند به گرفتن ديه . . .
اين رأى به تصويب رسيد و براى كشتن پيامبر آماده شدند . جبرئيل گزارش شوراى مشركين را به اطلاع پيامبر رسانيد . پيامبر هنگام شب بغار ثور رفت و على را در بستر خود خوابانيد . بامدادان كه بر كنار بستر آمدند ، با على روبرو شدند و خداوند نيرنگشان را باطل كرد . پرسيدند : محمد كجاست ؟ گفت : نميدانم . گروهى بجستجوى پيامبر پرداختند تا بر در غار رسيدند . بر در غار ، تار عنكبوت تنيده شده بود ! گفتند :
اگر در اينجا بود ، بر در غار تار عنكبوت ، وجود نداشت : سه روز در آنجا توقف كرد .
آن گاه رهسپار مدينه شد .