تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
براى من عذرى باشد . من بايد خداى خودم را پرستش كنم ، زيرا هر كسى مسئول اعمال خويش است .
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
: هيچكس بكيفر گناه ديگرى نمىرسد و بار ديگرى را بدوش نمىكشد . زجاج گويد : يعنى كسى كه مرتكب گناهى نشده ، بكيفر گناه ديگران گرفتار نمىشود - برخى گويند : كفار به پيامبر مىگفتند : از ما اطاعت كن و اگر راه ما خطا باشد . گناه آن به گردن ماست ، از اينرو اين آيه نازل شد . جبريان مىگويند : خدا كودك را بگناه پدر ، عذاب مىكند . اما اين آيه دلالت صريح دارد بر اينكه هيچكس بكيفر گناه ديگرى گرفتار نمىشود .
ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
: آن گاه بازگشت شما بسوى ماست و خداوند در بارهء آنچه در آن اختلاف داشتيد ، به شما خبر داده ، شما را آگاه مىسازد و نيكو كار از بد كار آشكار مىشود .
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ
: در اينجا خداوند بيان مىكند كه خلق را خليفه‌هاى روى زمين قرار داده . مقصود اين است كه مردم هر دوره‌اى جانشين مردم دورهء پيش از خود هستند و نسلهاى انسانى با نظم و ترتيبى خاص جانشين يكديگر مىشوند سرانجام عصرى فرا مىرسد كه آخر عمر جهان است و براى مردم آن عصر جانشينى نيست . مجرى اين طرحها و برنامه‌ها در كره خاكى خداى دانا و مدبر است . اين معنى از حسن و سدى و جماعتى است برخى گويند : خطاب به امت پيغمبر اكرم است كه خداوند آنها را جانشين امتهاى گذشته كرده .
وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
: سدّى گويد : يعنى خداوند درجهء بعضى را از لحاظ رزق بر درجهء ديگران بالا برده است . برخى گويند : يعنى خداوند درجهء بعضى را از لحاظ صورت و عقل و عمر و مال و نيرو بر درجهء ديگران بالا برده است اين معنى بهتر و جامعتر است . اما حكمت اين تبعيض ميان افراد بشر چيست ؟ در حالى كه همهء افراد بشر يكسان آفريده شده و در لحظهء آفرينش هيچكدام استحقاقى نداشته‌اند تا بر حسب استحقاق مزايايى به آنها داده شود . حكمت آن ، اين است كه