تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
معنى از ابن عباس و سدّى است . حسن و مجاهد گويند : يعنى درهاى آسمان بر روى اعمال و دعاى ايشان گشوده نميشود . بنا بر روايت ديگر از ابن عباس و روايت از حضرت باقر ( ع ) : اعمال و ارواح مؤمنان به آسمان برده مىشود و درهاى آسمان به روى آنها باز است . اما عمل و روح كافر ، همين كه به آسمان برده شد ، منادى ندا مىكند : برگرديد به سجّين - كه نامش برهوت است - و واديى است در حضرموت . جبائى گويد : درهاى آسمان به روى آنها گشوده نميشود كه داخل بهشت شوند .
وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ
: و داخل بهشت نميشوند تا وقتى كه شتر داخل سوراخ سوزن شود . يعنى : هرگز به بهشت نمىروند . از ابن مسعود پرسيدند : جمل چيست ؟ او تجاهل كرد و گفت : شتر نر ! « 1 » رسم عرب اين است كه هر گاه چيزى را بخواهد ، محال بشمار ، چنين تعبيراتى مىآورد . مثلا مىگويد : اين كار نمىكنم تا كلاغ پير و قير سفيد شود و « قارظان » - دو نفر كه رفتند و ديگر برنگشتند - برگردند . شاعر گويد :
اذا شاب الغراب اتيت اهلى * و صار القاد كاللبن الحليب
يعنى : هر گاه كلاغ پير شود و قير مثل شير سفيد شود ، بخانواده‌ام برمىگردم . ديگرى گويد :
فرجى الخير و انتطرى ايابى * اذا ما القارظ العنزى آبا
يعنى : هر گاه « قارظ » برگردد ، اميد خير و بازگشت مرا داشته باش . هر گاه حكم را به چيزى مقيد كنند كه هيچگونه اميدى به حصول آن نباشد ، تاكيد آن بيشتر و ياس آورتر است .
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ
: همانطورى كه اين مجرمين را كيفر داديم ، ديگران را هم كيفر مىدهيم .
هامش
( 1 ) - يكى از معانى « جمل » طنابى بوده است كه بوسيلهء آن كشتى را مهار كرده‌اند . اين معنى با سوزن مناسبتر است . يعنى آنها به بهشت نمىروند تا وقتى كه طناب ضخيم وارد سوراخ سوزن شود .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 104 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى