3 - مقصود اين است كه آنها ترا دروغگو نمىيابند . در استعمالات عرب ، در نثر و شعر ، گاهى چنين معنايى اراده شده است . مثل :
« قاتلناكم فما اجبناكم »
يعنى :
با شما نبرد كرديم و شما را ترسيده نيافتيم . اعشى گويد :
اثوى و قصر ليلة ليزودا * فمضى و اخلف من قتيلة موعدا
يعنى : شبى اقامت كرد تا از معشوقهء خود توشهاى برگيرد ولى از معشوقهء خود خلف وعدهاى ديد .
ديگرى گويد :
تريك بياض لبتها و وجها * كقرن الشمس افتق ثم زالا
يعنى : سفيدى سينه و صورتش را همچون قرص خورشيد كه در نايابى ابر ، خودنمايى مىكند ، به تو نشان داد .
اين معنى با هر دو قرائت ، سازگار است . منتهى با قرائت اول سازگارتر است .
4 - مقصود اين است كه آنها ترا امين و راستگو ميدانند و قصدشان تكذيب تو نيست . ميخواهند آنچه را از جانب خداوند بر تو وحى شده است ، تكذيب كنند . چنان كه ميفرمايد :
« وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ »
يعنى : ستمكاران منكر آيات خدا ميشوند ، و ميفرمايد :
« وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَ هُوَ الْحَقُّ »
( انعام 66 ) يعنى قوم تو قرآن را كه حق است تكذيب كردند نه اينكه ترا تكذيب كردند . در روايت است كه ابو جهل به پيامبر عرض كرد : ما ترا متهم نمىكنيم . ما آنچه را آوردهاى تكذيب مىكنيم .
5 - مقصود اين است كه آنها ترا تكذيب نميكنند ، بلكه مرا تكذيب ميكنند ، زيرا تكذيب تو در حقيقت تكذيب من است . تو فرستادهء منى . هر كس ترا رد كند ، مرا رد كرده و هر كس ترا تكذيب كند ، مرا تكذيب كرده است . بدينترتيب خاطر پيامبر را آرامش مىبخشد .
وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
: لكن مردم ستمكار ، بدون دليل و مدرك