قتاده و سدّى گويند : همين كه مؤمن از قبر خارج مىشود ، صورتى زيبا و خوشبو در برابرش ظاهر مىشود و مىگويد : منم عمل صالح تو . در دنيا همواره بر دوش تو بودم . اكنون وقت آن است كه بر دوش من قرار گيرى . خداوند مىفرمايد :
« يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً »
( مريم 85 ) يعنى : روزى كه مردم متقى را سواره ، بسوى خداوند رحمان ، محشور مىكنيم . اما كافر ، همين كه از قبرش خارج مىشود ، صورتى بسيار زشت و بد بو در برابر او ظاهر شده ، گويد : منم عمل زشت تو . در دنيا سوار من بودى . اكنون بايد بر دوش تو سوار شوم .
خداوند مىفرمايد :
« وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ »
زجاج گويد : ممكن است منظور از اين سنگينى ، سنگينى عذاب باشد .
همانطورى كه سنگينى در مورد و زن استعمال مىشود ، در مورد حالات نيز به كار مى - رود . چنان كه مىگويند : سخن فلان كس بر من سنگين آمد . يعنى نپسنديدم .
بنا بر اين يعنى : عذاب گناه ، طورى بر آنها سنگينى مىكند كه از عهدهء تحمل آن برنمىآيند . على عليه السلام فرمود : خود را سبك سازيد تا به نيكان ملحق شويد ، زيرا آخر و سرانجام شما در انتظار اول شماست .
أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ
: بد بارى بر دوش دارند و بقولى يعنى : بد كيفرى در برابر گناهان خويش متحمل ميشوند . اكنون به پاسخ اينكه گفتند : زندگى منحصر به همين دنياست و قيامتى نيست ، پرداخته ، ميفرمايد : دنيا با همهء خوشيها و تمتعاتش ، فانى و تباه شدنى است .
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ
: زندگى دنيا در صورتى كه راهى براى درك سعادت آخرت نباشد ، جز باطل و غرور نيست . منظور از حيات دنيا ، اعمال دنياست ، زيرا خود دنيا بازيچه نيست . كارهايى هم كه موجب خشنودى خدا هستند ، بازيچه نيستند ، « لعب » كارى است كه نفعى ندارد و « لهو » كارى است كه جنبهء جدى به خود نگيرد .
چنين كارهايى غير از معصيت ، چيز ديگرى نيستند . برخى لهو و لعب را به معناى زودگذر و فانى بودن لذتها و خوشيهاى دنيا دانستهاند .