دست است كه خدا يكى است ؟ « 1 » اكنون به پيامبر خود ميفرمايد :
قُلْ لا أَشْهَدُ
: بگو : من چنين شهادتى نمىدهم . اگر چه شما بدون هيچگونه دليلى شهادت مىدهيد و بزعم خود براى خدا اثبات شريك مىكنيد .
شاهد به كسى مىگويند كه براى اثبات دعواى مدعى گواهى مىدهد .
قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
: به كسانى كه شهادت مىدهند كه خدايان ديگرى با خدا هستند ، بگو : خداوند ، معبود يكتا و يگانه است .
من از بتهاى شما و از بت پرستيهاى شما بيزارم .
علما مىگويند : مستحبّ است كسى كه مسلمان مىشود ، شهادتين را بر زبان آورد و از هر دينى بجز اسلام تبرى جويد .
اكنون اين نكته را بيان مىكند كه كفار بر دو دستهاند : جاهل و معاند .
مىفرمايد :
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ
: اين جمله را در سورهء بقره ، تفسير كردهايم .
الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
: آنان كه خود را بزيان افكندهاند ، ايمان نمىآورند . اگر « الذين » صفت براى « الذين » اول باشد ، منظور اهل كتاب است كه با اينكه وى را همچون فرزندان خود مىشناسند ، دچار زيانكارى شده ، به او ايمان نمىآورند . اما اگر ارتباطى به سابق نداشته باشد ، شامل همهء كفار مىشود .
ابو حمزهء ثمالى گويد : وقتى كه پيامبر گرامى اسلام وارد مدينه شد ، عمر به عبد اللَّه بن سلام گفت : خداوند در قرآن كريم فرموده است كه : اهل كتاب ، پيامبر را همچون فرزندان خود مىشناسند . آيا اين مطلب صحيح است ؟
عبد اللَّه بن سلام گفت : ما پيامبر را با همان اوصافى كه خداوند بيان كرده
هامش
( 1 ) - از آنجا كه « آلهه » جمع است و حكم مؤنث را دارد ، صفت آن را « اخرى » مؤنث آورده است . مثل« وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى »و« فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى ».