اشاره به اين است كه كافر چنان در ظلمات كفر گرفتار است كه ضرب المثل شده است . علت اينكه كافر را مرده مىنامند ، اين است كه از حيات او بهرهاى گرفته نميشود و خودش نيز از زندگى خود بهرهمند نميشود . بنا بر اين حال كافر از حال مرده بدتر است زيرا مرده كارى نميكند كه گرفتار كيفر شود و به ديگران هم زيانى نمىرساند . علت اينكه مؤمن را زنده مىنامد ، اين است كه در حيات وى خودش و ديگران بهرهمند مىشوند . قرآن كريم در چند جا مؤمن را زنده و كافر را مرده ناميده است :
فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى
( روم 52 )
لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا
( يس 70 )
وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لَا الْأَمْواتُ
( فاطر 22 ) علت اينكه قرآن و ايمان و علم را نور ناميده اين است كه : مردم بوسيلهء اينها راه خود را پيدا مىكنند و در تاريكيهاى كفر و سرگردانى ضلالت ، هدايت مى - شوند . علت اينكه كفر را ظلمت ناميده ، اين است كه : كافر بوسيلهء كفر هدايت نمىشود و راه سعادت خود را نمىيابد . به همين دليل است كه در اين آيه كافر را نابينا خوانده است :
« وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ »
( فاطر 19 : كور و بينا يعنى كافر و مؤمن برابر نيستند .
كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
: همانطورى كه براى مردم مؤمن ، ايمان زينت داده شده است ، براى مردم كافر هم كفر زينت داده شده تا بكردار زشت خود سرگرم و دلخوش باشند . چنان كه مىفرمايد :
« كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ »
( مؤمنون 53 . هر حزبى به آنچه دارد شاد است ) از حسن روايت شده است كه : به خدا سوگند ، شيطان و نفس امارهء ايشان كفر را در نظرشان آراستهاند ، زيرا خداوند ميفرمايد : « شيطانها بدوستان خود الهام ميكنند » ( آيه 121 ) از اين جمله استفاده نميشود كه كسى جز شيطان و خودشان به آرايشگرى كفر پرداخته باشد و اين بمنزلهء اين است كه مىفرمايد :
« أَنَّى يُصْرَفُونَ
و
فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ »
( غافر 69 ، زخرف 87 : چگونه منصرف مىشوند و چگونه سرگردان مىشوند ) عرب ميگويد : فلان كس از خودش تعجب كرده و با شور و ولع به خود توجه دارد .
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها
: هم چنان كه براى مردم كافر ،