كه « قبيل » به معناى صنف و دسته باشد . اين اعجاز ، كه همه چيز را در يك جا جمع كند و دسته دسته در برابر آنها قرار دهد ، از اينرو شگفت انگيز است كه در عرف ، معمول نيست كه همهء چيزها يك جا جمع شوند . فراء گويد : « قبل » يعنى كفيلها . اما اين معنى بعيد است . زيرا آنها هر گاه به نازل شدن فرشتگان و تكلم مردگان ايمان نياورند ، به كفالت آنها نيز ايمان نخواهند آورد . مگر اينكه منظور حشر همهء موجودات باشد .
بديهى است كه در ميان موجودات ، برخى هم نطق نمىكنند و اگر موجود غير ناطق ، بكفالت خود نطق كند ، خارق عادت است .
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
: حسن گويد : يعنى در يك صورت آنها ايمان مىآورند و آن در صورتى است كه خداوند آنها را اجبار كند . از اهل بيت ع نيز همين معنى روايت شده است . مقصود اين است كه آنها هرگز به اختيار خود ايمان نمىآورند . مگر اينكه آنها را اجبار كنند .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ
: ولى بيشتر آنها نميدانند كه خداوند بر اين كار قادر است . برخى گويند : يعنى آنها نميدانند كه اگر هر گونه معجزهاى آورده شود ، ايمان نخواهند آورد . برخى گويند : يعنى آنها بمصلحت خود جاهلند و چيزى ميخواهند كه فايدهاى ندارد .
دلالت آيه
1 - از اين آيه برمىآيد كه اگر خداوند ميدانست كه در فرستادن آيات و معجزات ، تنبهى براى آنهاست و ايمان مىآورند ، معجزات و آيات خود را نازل ميكرد ، زيرا حكمت او چنين كارى را واجب مىكرد . اين مطلب از اينجا بدست مىآيد كه خداوند بيان مىفرمايد كه علت نفرستادن آيات و معجزات اين بود كه عالم به ايمان نياوردن آنها بوده است .
2 - همچنين از اين آيه برمىآيد كه ارادهء خداوند ، حادث است نه قديم . زيرا از استثناى
« إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
اين مطلب استفاده مىشود . اگر ارادهء خداوند قديم بود ، اين استثنا در اينجا موردى نداشت و صحيح نبود . چنان كه اگر مىگفت : آنها ايمان