مقصود
اكنون خداوند حال كفارى كه آيات را درخواست ميكردند ، بيان كرده ، مىفرمايد :
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها
: آنها از روى جد و جهد ، سوگند ياد كردند كه اگر يكى از آيات و معجزاتى كه درخواست كردهاند ، نازل شود ، ايمان خواهند آورد و بوعدهء خود وفا خواهند كرد .
قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ
: به آنها بگو : آيات و معجزات بدست خدا هستند .
او قادر است كه اگر بصلاح شما باشد ، آنها را نازل كند .
وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ
: مجاهد و ابن زيد گويند : خطاب به مشركين است . فراء و ديگران گويند : خطاب به مؤمنين است ، زيرا گمان ميكردند كه اگر معجزهاى انجام گيرد ، ايمان خواهند آورد ، از اينرو فرمود : شما چه ميدانيد كه اگر معجزات نازل شوند ، آنها ايمان خواهند آورد ؟
وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ
: در اينجا خداوند اعلام مىكند كه به كيفر كردارشان دلها و ديدگان آنها را قلب مىكند . در اينكه چگونه قلب مىكند ، دو قول است : 1 - منظور اين است كه در جهنم بر شعلهء آتش و حرارت سنگريزهها دلها و ديدگان آنها را قلب مىكنند و همانطورى كه در دنيا ايمان نياوردند در آنجا هم ايمان نمىآورند . اين قول از جبائى است . وى گويد : در اينجا خداوند بين صفت دنيا و آخرت ايشان جمع كرده است . چنان كه مىفرمايد :
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ »
يعنى صورتها در آخرت ترسانند
« عامِلَةٌ ناصِبَةٌ »
( غاشيه 2 و 3 ) يعنى در دنيا عمل كرده و رنج بردهاند .
2 - مقصود اين است كه دلها و ديدگان آنها را با حيرتى كه موجب اندوه و پريشانى آنها مىشود ، قلب مىكنيم . طبق اين قول جملهء
« كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ »
گفتهاند : متصل به سابق است . يعنى : آنها به خدا سوگند خوردند كه به آيات ايمان مىآورند . خداوند متعال دلها و ديدههاى آنها را قلب كرد و دانست كه در اين دلها و