بيان آيه 112 - 113
قرائت
در قرائت غير مشهور « و لتصغى » ، « و ليرضوه » « و ليقترفوا » به سكون لام و در قرائت مشهور بكسر لام قرائت شده است . علماى ادب گويند : ساكن كردن اين لام - كه لام جر است - كم است . آنچه ساكن كردن آن شايع است ، لام امر است . مثل :
« ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ »
( حج 29 )
لغت
زخرف : تزيين شده . در حديث است كه
« انه لم يدخل الكعبة حتى امر بالزخرف فنحى »
يعنى پيامبر خدا داخل كعبه نشد ، تا دستور داد ، نقشها و تصويراتى كه كعبه را به آنها زينت داده بودند ، از آن دور ساختند . برخى گفتهاند :
مقصود از « زخرف » طلاست .
غرور : چيزى كه ظاهر آن خوش آيند و باطن آن ناخوش آيند باشد . شيطان از اين جهت غرور است كه انسان را بظواهر فريبنده سرگرم و او را از عاقبت بد غافل مىكند . بيع غرر ، معامله است كه مورد اطمينان نباشد .
تصغى : گوش دهد . مصدر آن « صغو » يعنى گوش دادن . « اصغاء » نيز به همين معنى است : شاعر گويد :
ترى السفيه به عن كل محكمة * زيغ و فيه الى التشبيه اصغاء
يعنى : مىبينى كه آدم سفيه ، از آيات محكم منحرف و بآيات متشابه گوش مىكند . در حديث است كه :
« كان رسول اللَّه يصغى الاناء للهر »
يعنى پيامبر خدا ظرف را براى گربه كج مىكرد كه آب بنوشد . بنا بر اين اصل اين كلمه به معناى مايل ساختن است كه گوش را هم به طرف سخن مايل ميكنند .
اقتراف : گناه كردن .