نازل مىشدند . جبرئيل به صورت دحيهء كلبى به خدمت پيامبر مىرسيد . فرشتگانى كه براى آزمايش ، بر داود نازل شدند ، به شكل دو انسان بودند و اينطور وانمود كردند كه با يكديگر اختلاف دارند و آمدهاند كه داود در ميان آنها قضاوت كند ( ص 20 به بعد ) چند فرشتهاى كه بر ابراهيم و لوط نازل شدند ، بعنوان مهمان بر آنها وارد شدند .
وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ
: زجاج مىگويد : كفار مردم ساده لوح را در بارهء پيامبر دچار شك و ترديد ميكردند و ميگفتند : اين هم بشرى است مثل شما . در اينجا خداوند مىفرمايد : اگر فرشتهاى هم به صورت آدمى فرستاده بوديم ، همانطورى كه مردم ساده لوح دچار اشتباه شدهاند . آنها هم دچار اشتباه مىشدند . بدينترتيب آمدن فرشته ، دردى دوا نميكند و شبههاى را از ميان بر نميدارد و هم چنان بر همان حال سابق خود باقى مىمانند .
برخى گفتهاند : منظور اين است كه اگر فرشتهاى نازل شود ، جز از راه تفكر او را نمىشناسند . از آنجا كه اينها اهل تفكر نيستند ، هم چنان بر اشتباه خود باقى مىمانند .
اينكه مىگويد : ما امر را بر آنها مشتبه مىساختيم ، بخاطر اين است كه عامل اصلى خداوند است ، زيرا با نازل شدن فرشته ، از جانب خداوند ، اين اشتباه حاصل مىشود .
بدنبال اين مطالب ، براى تسليت خاطر پيامبر مىفرمايد :
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ
: امتهاى گذشته ، پيامبران پيشين را مورد استهزاء قرار ميدادند . تو نخستين پيامبرى نيستى كه از طرف مردم ، مورد استهزاء قرار ميگيرى . امت تو هم اولين امتى نيست كه پيامبر خود را استهزا مىكند .
فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
: آنچه پيامبران به منظور بيدار كردن مردم در بارهء نتايج گناه و آثار شوم انحراف ، گفته بودند و مورد مسخرهء ايشان قرار گرفته بود ، دامنگيرشان شد .
ضحاك و زجاج گويند : يعنى به كيفر استهزا ، عذاب خدا آنها را احاطه كرد . « 1 »
هامش
( 1 ) - اگر « ما » كنايه از قرآن و شريعت باشد ، مضاف حذف شده است . يعنى :
« جزاء ما كانوا به . . . » و اگر « ما » كنايه از عذاب باشد ، احتياج به تقدير مضاف نيست .
يعنى : « فحاق بهم العذاب الذى كانوا . . . » .