است اين خطاب به پيامبر و منظور همهء قضات و حكام باشد .
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً
: اين خطاب به سه امت يهود و نصارى و مسلمان است . بديهى است كه منظور قوم هر پيامبرى نيست . ملاحظهء كنيم كه : ذكر يهود و نصارى در آيات 44 تا 47 به ميان آمد و ذكر مسلمانان در همين آيه . اكنون بدنبال مطالب آن آيات ، مىفرمايد : ما براى هر يك از يهوديان و مسيحيان و مسلمين ، شريعت و راه و رسمى قرار دادهايم . بدينترتيب ، غايبان و حاضران را ضمن تغليب و ترجيح جانب حاضران ، به صيغهء خطاب ، مورد توجه قرار داده است .
كلمهء « شرعه » به معناى شريعت است . تورات را شريعتى و انجيل را شريعتى ديگر و قرآن را شريعتى ثالث است . چنان كه قتاده و جماعتى از مفسران گويند .
اين آيه دليل جواز نسخ و دليل اين است كه پيامبر ما فقط تابع شريعت خود بوده ، امت او نيز چنين است .
مجاهد گويد : اين خطاب تنها متوجه امت پيامبر ماست . لكن قول اول ، قوىتر است ، زيرا خداوند متعال بيان مىكند كه براى هر پيامبرى شريعت و راه و رسمى است .
مؤيد آن دنبالهء همين آيه است كه مىفرمايد :
- وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً
: اگر خداوند خواسته بود ، آيين و شريعت همهء انبيا را يكى ميكرد و شما را تابع يك شريعت قرار مىداد - شريعتى كه هرگز نسخ نشود . اين معنى از ابن عباس است . حسن و قتاده گويند : مقصود اين است كه اگر خواسته بود شما را بر آيين حق ، جمع مىكرد . نظير :
« وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها »
( سجده 13 : اگر مىخواستيم ، هر نفسى را بهدايت خود در مىآورديم )
وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ
: لكن شما را تابع شريعتهاى مختلف قرار داد تا شما را در آنچه واجب ساخته و شريعت قرار داده ، بيازمايد . برخى گويند : يعنى شما را در راه سنتها و كتاب ، آزمايش كند . حسين بن على مغربى گويد :
- يعنى : اگر خدا خواسته بود ، پيامبرى بسوى شما نمىفرستاد ، تا خدا را بر طبق قواعد عقل ، پرستش كنيد و همگى يك امت باشيد ، لكن براى اينكه شما را از لحاظ