آنها شخصى را فرستادند و ابن صوريا را بياورد .
پيامبر گرامى به او فرمود :
ترا سوگند مىدهم به خداى يكتايى كه تورات را بر موسى نازل كرد و دريا را براى شما شكافت و شما را نجات بخشيد و آل فرعون را غرق كرد و سايهء ابر را بر شما گسترد و ترنجبين و بلدرچين براى شما فرستاد آيا در كتاب شما حكم سنگسار كردن در مورد زناى محصنه ، وجود دارد ، گفت :
- آرى . به خدايى كه مرا به ياد او افكندى ، اگر نمىترسيدم كه خداى تورات مرا بسوزاند ، دروغ ميگفتم يا مطلب را تغيير مىدادم ، ولى بگو كه اين مطلب ، در كتاب تو چگونه آمده است ؟
فرمود :
هنگامى كه چهار شاهد عادل ، بر اين عمل زشت ، گواهى دهند و بگويند كه آلت تناسلى مرد را - همچون ميل در سرمه دان - ديدهاند ، سنگسار كردن واجب مىشود .
ابن صوريا گفت :
- در تورات نيز خداوند همين طور دستور داده است .
پيامبر به او فرمود :
- براى اولين بار چگونه حكم خدا را زير پا گذاشتيد ؟
پاسخ داد :
- هر گاه بزرگى زنا مىكرد ، او را واميگذارديم و هر گاه بيچارهاى زنا مىكرد ، حدّ را بر او جارى مىكرديم ، سرانجام زنا در ميان اشراف شايع شد ، تا اينكه پسر عموى پادشاه ما نيز زنا كرد . ما او را سنگسار نكرديم . ديگرى زنا كرد . شاه ميخواست او را سنگسار كند ، قبيلهء او گفتند :
- نبايد اين مرد را سنگسار كنى ، جز اينكه نخست پسر عمويت را سنگسار كنى .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٣٥