پرسش :
كسى از مسيحيان را نشناختهايم كه معتقد به دو خدا باشد و مريم را خدا بداند .
پس چرا « الهين » به كار برده ؟ ! پاسخ :
1 - از آنجا كه مسيحيان براى عيسى و مادرش احترام خدايى قائل شدند ، خداوند آنها را « إله » خواند . چنان كه به راهبان و علما « رب » گفته شده است . مثل
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
( توبه 31 : علما و راهبان خود را به خدايى برگزيده شدند ) 3 - ممكن است در ميان مسيحيان كسانى باشند كه چنين عقيدهاى داشته باشند .
چنان كه شيخ ابو جعفر از بعضى مسيحيان نقل كرده است كه در قديم گروهى بنام مريميه بودهاند كه « مريم » را خدا مىدانستهاند .
قالَ سُبْحانَكَ
: عطا گويد : يعنى عيسى مىگويد : تو برترى و صاحب عظمت هستى و بقولى : يعنى من ترا منزله مىشناسم و از اين مطالب بيزارى ميجويم و بقولى : يعنى تو بالاتر از آنى كه در ميان مردم پيامبرى بفرستى كه كفران نعمت تو كند و خود را خدا معرفى نمايد ، بنا بر اين ، نخست خداوند را به يكتايى و عدالت ستود ، آن گاه از گفتهى مسيحيان تبرى جسته ، فرمود
- ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ
: براى من سزاوار نيست كه دربارهء خودم چيزى بگويم كه شايستهء آن نباشم و مردم را بعبادت خودم امر كنم ، در حالى كه من هم بندهاى هستم مثل آنها ، تنها تو شايستهء عبادتى كه بر همهء نعمتها قادر هستى . سپس خدا را بر برائت خود گواه گرفته مىگويد :
- إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ
: من چنين ادعايى نكردهام و اگر چنين ادعايى كرده بودم ، بر تو پنهان نمىماند ، زيرا تو داناى غيبى .
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
: تو اسرار باطنى مرا مىدانى ولى من از غيب و سر تو بىاطلاعم . اين معنى از ابن عباس است ، علت اينكه مىگويد : نفس من و نفس