نخلها و درختان ديگر و از زراعتها بهرهمند خواهند شد . يعنى در بلاد خود مىماندند و از تبعيد و قتل مصون مىبودند . و بنا بر اين مىتوانستند از اموال و مزارع و ميوهها و چار پايان استفاده كنند . علت اينكه در اينجا از ميان منافع نعمتها تنها به خوردن اشاره مىكند ، اين است كه : معظم منافع ، خوردن است . بدينترتيب خداوند متعال يهود را به ياد نعمتهايى كه از دست دادهاند ، افكنده ، آنها را به تاسف وا ميدارد و جواب اينكه مىگفتند خداوند دستهايش بسته است ، مىدهد . برخى گويند : مقصود از
« لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ . . . »
اين است كه در رفاه و آسايش بودند . چنان كه گفته مىشود : « فلان كس از سر تا پا در خوشى است » نظير آن اين آيه است .
« وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً
. . .
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ »
( جن 16 و طلاق 2 : اگر بر راه دين پايدار مانده بودند ، آنها را آبى فراوان مىداديم و هر كس كه تقوى پيشه كند ، خداوند براى او راهى قرار دهد و او را از جايى كه گمان ندارد ، روزى رساند ) پس تقوى يكى از اسباب فراوانى روزى است .
مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ
: دستهاى از آنها معتدلند و زياده روى و قصورى ندارند .
ابو على جبايى گويد : منظور آن عدهاى است كه با پذيرش اسلام ، از پيامبر اطاعت كردند مجاهد و سدى و ابن زيد نيز چنين گويند . در تفسير اهل بيت نيز چنين روايت شده است .
برخى گويند : مقصود نجاشى و همراهان اوست . برخى - بنا بنقل زجاج - گويند :
منظور كسانى است كه با پيامبر ، ستيزه نكردند . ممكن است منظور كسانى باشد كه مسيح را بندهء خدا مىدانستند ، به خدا .
وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ
: و بيشتر يهوديان و مسيحيان مرتكب كارهاى زشت مىشوند . اينها كسانى بودند كه در كفر و انكار پيامبر ، پايدارى مىكردند .