( نور 13 : چرا چهار شاهد نياوردند ؟ )
مقصود
اكنون خداوند از حال منافقان اهل كتاب خبر داده مىفرمايد :
- وَ إِذا جاءُوكُمْ قالُوا آمَنَّا
: هنگامى كه نزد شما مىآيند ، گويند : ايمان آورديم و تصديق كرديم .
وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ
: گويند : در اينباره دو قول است :
1 - حسن و قتاده گويند : يعنى آنها در حال كفر بر پيامبر داخل و در حال كفر از نزد او خارج شدند .
2 - يعنى : آنها در همه حال داراى كفر هستند . بهر حالى كه داخل شوند و از هر حالى كه خارج شوند ، كفر با آنهاست و از آنها جدا نميشود . بدينترتيب خداوند متعال ، آنها را بوسيلهء كفر متعين و از ديگران ممتاز مىسازد .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما كانُوا يَكْتُمُونَ
: خداوند به باطن آنها داناتر است . اكنون مىگويد :
آنها خصال ناپسند ديگرى به نفاق خود ضميمه مىكنند :
- وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ
: بسيارى از آنها - بقولى يعنى رؤسا و علماى آنها را - مىبينى كه در كفر ( بقول سدى ) و تجاوز از حدود الهى شتاب مىكنند . برخى گويند : « اثم » هر گونه گناهى و « عدوان » ستم است . يعنى در راه ظلم و گناه كه موجب بدبختى آنهاست ، شتاب مىكنند .
وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ
: حسن گويد : يعنى براى قضاوت ميان مردم ، رشوه مىگيرند .
علت اينكه « رشوه » را سحت ناميده ، اين است كه : سرانجام انسان را دچار استيصال و بينوايى مىكند و بركت مال را مىبرد .
علماى معانى گويند : كلمهء « مسارعت » بيشتر در كار خير استعمال مىشود مثل
« يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ »
( آل عمران 114 : در نيكيها شتاب مىكنند ) فايدهء استعمال اين كلمه ، در اينجا اين است كه ميخواهد بگويد : آنها در راه گناه و ستم و رشوه چنان مىشتابند كه گويى به راه حق مىشتابند و از مردم حقى و طلبى دارند . به همين