مردم جاهليت ، رسمشان اين بود كه ارث مولود را نمىدادند تا وقتى كه بزرگ مىشد و همچنين ارث زنها را به بهانهء اينكه آنها جنگ نمىكنند و دفاع از قبيله و حريم خانواده از عهدهء ايشان بيرون است ، نمىدادند . از اينرو خداوند آيات ارث را نازل فرموده پس مقصود از
« لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ »
( آنچه براى ايشان نوشته شده ، به ايشان نمىدهيد ) همين ارث آنهاست . اين معنى از امام باقر ( ع ) نيز روايت شده است .
2 - از عايشه نقل شده است كه : منظور از
« لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ »
مهر آنهاست زيرا آنان مهر دختران يتيم را به ايشان نمىدادند . از اينرو خداوند متعال از اين كار نهى كرده ، فرمود : اگر مىترسيد كه در بارهء يتيمان عدالت نكنيد ، زنان پاكيزهء ديگرى را به عقد خود در آوريد . منظور از
« ما يُتْلى عَلَيْكُمْ »
( چيزى كه براى شما قرائت شده ) آيهء شريفهء :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا . . . »
( همين سوره آيه 3 ) مىباشد . جبايى نيز همين را اختيار كرده است .
طبرى قول اول را پذيرفته و بر اين قول اعتراضى وارد كرده است كه : مهر از چيزهايى نيست كه بدون زناشويى براى زنان واجب باشد . پس زنى كه ازدواج نكرده مهرى براى او نيست .
3 - حسن و قتاده و سدى و ابو مالك و ابراهيم گويند : مقصود از
« لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ »
ازدواج است كه در آيهء
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى . . . »
( سوره نور 32 يعنى عزبها را همسر بدهيد ) سفارش شده ، زيرا سرپرست دختران يتيم ايشان را از ازدواج منع مىكرد .
اينان گويند : مردى كه دختر يتيمى را در سرپرستى داشت و دختر چندان جالب نبود كه رغبتى به ازدواج با او داشته باشد و در عين حال داراى ثروتى هم بود ، او را در خانه حبس مىكرد بانتظار اينكه بميرد و ثروتش را تصاحب كند .
سدى گويد : جابر بن عبد اللَّه انصارى دختر عموى نابينايى داشت كه از پدر مالى به ارث برده بود ، جابر خود ميلى به ازدواج با او نداشت و او را از ازدواج با ديگران