و محمد ص نيز شده است كه اولى را « كليم اللَّه » و دومى را « روح اللَّه » و آخرين را « حبيب اللَّه » لقب داده است .
ابو على جبايى گويد : ابراهيم ( ع ) را خليل گفتهاند ، زيرا خداوند او را به صفاتى از قبيل انزال وحى و ديگر چيزها ، مخصوص گردانيده ، كه ديگران را از آنها بهرهاى نيست . علت اينكه تنها ابراهيم را خداوند اين افتخار و امتياز بخشيد با اينكه همهء پيامبران در زمان خود خليل خداوند بودهاند ، اين است كه آنها فقط داراى صفت نبوت بودهاند ولى ابراهيم داراى دو جهت بود ، يكى نبوت يا انزال وحى و ديگرى ساير امور . از پيامبر گرامى اسلام روايت شده است كه فرمود :
« خداوند صاحب شما را خليل خود گردانيد » و منظور از « صاحب شما » وجود گرامى خودش بود .
وى گويد : همهء امورى كه ابراهيم بعنوان عبادت ، انجام داده بود ، پيامبر گرامى اسلام نيز انجام داد و چيزهايى هم بيفزود كه ابراهيم انجام نداده بود .
وجه ديگرى كه در بارهء خليل بودن ابراهيم ، گفتهاند ، اين است كه . در تفسير روايت شده كه ابراهيم از مهمانها پذيرايى مىكرد و مستمندان را اطعام مىكرد ، تا اينكه مردم گرفتار قحطى شدند . ابراهيم را دوستى در مصر بود . وى باميد آنكه از او كمكى بگيرد ، رهسپار مصر گرديد ولى از او چيزى دريافت نكرد . در موقع مراجعت ، از بيابانى شنزار ، عبور كرد . براى اينكه خانوادهاش از اينكه دست خالى بر گشته است ناراحت نشوند ، كيسه را پر از رمل كرد و به خانه آمد و چون خجالت مىكشيد ، در گوشهاى بخفت و خوابش برد . آنها كيسه را گشودند و مقدارى آرد از آن خارج كرده ، خمير كردند و نانى تهيه نمودند و براى او نيز آوردند . پرسيد :
اين نان را از كجا تهيه كردهايد ؟ گفتند : از آن آردى كه دوست مصرى به تو داده بود .
ابراهيم گفت : او دوست من هست ، ليكن مصرى نيست ! از اينرو خداوند او را خليل ناميد . اين مطلب را على بن ابراهيم در تفسير خود با چند واسطه ، از امام صادق ( ع ) نقل كرده است .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٦٩