تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

بيان آيات 117 تا 121

قرائت

كلمهء « اناث » را مشهور قرائت كرده است . در روايت نادر از پيامبر « الا اثناً » « و الّا انثاً » عايشه روايت كرده است . از ابن عباس « الاوثناً » و « الا اثناً » روايت شده . از عطاء بن ابى رياح نيز « الا اثناً » روايت شده است . اثن و وثن جمع وثن ، يعنى بتها و همچنين اثن . انث ممكن است جمع انيث ( يعنى كند ) و ممكن است جمع اناث باشد .

لغت

مريد : مارد ، متمرد ، سركش . امرد : كوسه . لعن : دورى ، در اصطلاح قرآن طرد از رحمت حق فرض : قطع . فريضه . امر واجب و قاطع . در شعرى فرض به معناى خرما استعمال شده ، زيرا از چيزهايى است كه زكات آن واجب است :
اذا اكلت سمكاً و فرضاً * ذهبت طولا و ذهبت عرضاً
يعنى : هنگامى كه ماهى و خرما بخورى ، از لحاظ طول و عرض بر كميت تو افزوده شود . تبتيك : شكافتن . بتك : قطع . بتكه : قطعه و بتك مثل قطع ، جمع آن زهير گويد :
حتى اذا ما هوت كف الغلام له * طارت و فى كفه من ريشها بتك
يعنى هنگامى كه دست پسر گشوده شد ، پرواز كرد و در دست پسر از پر و بال او قطعه‌هايى بود . محيص : راه گريز ، محل عدول و بازگشت
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 53 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى