بيان آيات 117 تا 121
قرائت
كلمهء « اناث » را مشهور قرائت كرده است . در روايت نادر از پيامبر « الا اثناً » « و الّا انثاً » عايشه روايت كرده است . از ابن عباس « الاوثناً » و « الا اثناً » روايت شده .
از عطاء بن ابى رياح نيز « الا اثناً » روايت شده است .
اثن و وثن جمع وثن ، يعنى بتها و همچنين اثن . انث ممكن است جمع انيث ( يعنى كند ) و ممكن است جمع اناث باشد .
لغت
مريد : مارد ، متمرد ، سركش . امرد : كوسه .
لعن : دورى ، در اصطلاح قرآن طرد از رحمت حق فرض : قطع . فريضه . امر واجب و قاطع . در شعرى فرض به معناى خرما استعمال شده ، زيرا از چيزهايى است كه زكات آن واجب است :
اذا اكلت سمكاً و فرضاً * ذهبت طولا و ذهبت عرضاً
يعنى : هنگامى كه ماهى و خرما بخورى ، از لحاظ طول و عرض بر كميت تو افزوده شود .
تبتيك : شكافتن . بتك : قطع . بتكه : قطعه و بتك مثل قطع ، جمع آن زهير گويد :
حتى اذا ما هوت كف الغلام له * طارت و فى كفه من ريشها بتك
يعنى هنگامى كه دست پسر گشوده شد ، پرواز كرد و در دست پسر از پر و بال او قطعههايى بود .
محيص : راه گريز ، محل عدول و بازگشت