و قيام حجت و صحت ادله در بارهء نبوت حضرت محمد ص و رسالتش ، با او بدشمنى و مخالفت برخيزد .
وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ
: و راهى غير از دين مردم مؤمن دنبال كند .
نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى
: او را به بتها - كه در همه حال ايشان را پناهگاه و پشتيبان خود مىداند - واگذار مىكنيم و - حقيقةً - او را نزديك چيزها و كسانى كه مورد اعتماد او هستند ، قرار مىدهيم . برخى گفتهاند : يعنى ميان او و خواستههايش مانعى ايجاد نمىكنيم .
وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ
: و بپاس اختيار گمراهى و پشت سر گذاشتن هدايت ، او را به جهنم سرنگون مىگردانيم ، تا كيفر خود را بچشد .
وَ ساءَتْ مَصِيراً
: و جهنم بد جايگاهى است .
اجماع امت
به اين آيه استدلال كردهاند كه : اجماع امت ، حجت است ، زيرا بر مخالفت مؤمنان تهديد كرده است ، هم چنان كه بر مخالفت پيامبر گرامى اسلام .
انصاف اين است كه آيهء شريفه ، چنين دلالتى ندارد ، زيرا آيه ، بر حسب ظاهر ، مقتضى لزوم متابعت مؤمن حقيقى است - كسى كه ظاهراً و باطناً مؤمن باشد - چه مؤمن ظاهرى ، حقيقةً مؤمن نيست بلكه مؤمن ظاهرى و مجازى است . بنا بر اين چگونه مىتوان از آيه ، استفاده كرد كه بايد از هر كس اظهار ايمان كرد ، متابعت كرد ، با اينكه هر كس اظهار ايمان كند ، مؤمن واقعى ممكن است نباشد .
به همين دليل ، گفتهاند آيه دلالت دارد بر اينكه اجماع برخى از افراد است ، حجت است ، نه اجماع همهء افراد است . حال كه چنين است شيعه مىگويد : اجماع كسانى حجت است كه در ايمان و عصمت ايشان ترديد نباشد و آنها ائمه آل محمد ص هستند .
وانگهى از آيه چنين بر مىآيد كه تهديد ، متوجه آنانى است كه ميان مخالفت پيامبر و متابعت راهى غير از راه مؤمنان ، جمع كرده باشند . پس از كجا مىتوان فهميد