سپس همهء افراد مكلف را مخاطب ساخته ، فرمود :
إِنْ تُبْدُوا خَيْراً
: اگر خير را آشكار سازيد و در بارهء كسى كه به شما نيكى كند ، آشكارا سخن پسنديده بگوئيد و بدينوسيله از او سپاسگزارى كنيد . . .
أَوْ تُخْفُوهُ
: يا اينكه از آشكار كردن آن خوددارى كنيد . برخى گفتهاند : يعنى اگر كار نيكو را انجام دهيد يا قصد انجام دادن آن داشته باشيد . . . و برخى گفتهاند .
منظور از خير ، مال است : يعنى اگر آشكارا يا در نهان صدقه بدهيد . . .
أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ
: يا اينكه از كسانى كه به شما بدى كنند ، با داشتن قدرت انتقام در گذريد و آشكارا در باره او سخن بدى را كه خداوند شما را در گفتن آن مجاز دانسته است ، نگوييد . . .
فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا قَدِيراً
. خداوند نسبت به خلق خود و معاصى ايشان ، عفو كننده و نسبت به انتقام ايشان قادر است .
در اين آيه ، خداوند مردم را ترغيب مىكند كه با داشتن قدرت انتقام و كيفر از بد كار در گذرند ، زيرا خداوند با كمال قدرت خود ، از گناهان بيشترى از ايشان ، عفو مىكند كه قابل مقايسه با گناه و بدى شخص بد كار نيستند .
در آيهء پيش نيز داد خواهى مردم را در برابر ستمكاران ، در صورتى كه از حد ظلم ظالم و موجبات شرعى تجاوز نكند ، مباح شمرده شد .
نظم آيه
وجه اتصال اين آيه ، به سابق اين است كه قبلا در بارهء اهل نفاق كه بر خلاف عقيدهء باطنى خويش ، سخن مىگويند : مطلبى بيان شد . در اين آيه مىفرمايد :
چنين نيست كه انسان موظف باشد ، هر چه در دل دارد ، اظهار كند . زيرا ممكن است گمانى بيشتر نباشد . لكن اگر بمرحلهاى رسيد كه قطعى و حتمى شد ، اظهار آن جايز است .