مگر آنان كه مظلوم شده باشند ، بنا بر اين عيبى ندارد كه از ظالم انتقام بگيرند به آنچه دين تجويز مىكند . اين معنى از حسن و سدى است و از امام باقر ( ع ) نيز روايت شده است و نظير آن
« وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا »
است ( سوره شعراء 227 يعنى بعد از اينكه به آنها ظلم شد ، انتقام گرفتند ) حسن گويد : هر گاه به كسى گفته شود :
زانى ، نبايد گوينده را با اين كلمه يا كلماتى نظير آن ، پاسخ گويد .
2 - يعنى خداوند دوست ندارد كه انسان آشكارا مردم را در مقابل كسى بسيج كند ، مگر اينكه مظلوم واقع شده باشد كه در اين صورت خداوند كراهتى ندارد .
اين معنى از ابن عباس است و نزديك به آن قول قتاده است : « پسنديده نيست بلند كردن صدا به آنچه غير را ناپسند آيد ، مگر مظلوم كه مىتواند در برابر ظالم ، صدا را بلند كند و از خدا و مردم كمك بخواهد » .
3 - خداوند دوست ندارد كه : « كسى ديگرى را مذمت كند يا از دست او شكايت كند يا او را بزشتى ياد كند ، مگر اينكه مظلوم شده باشد ، بنا بر اين جايز است كه از دست ظالم شكايت كند و كار او را ظاهر سازد و بزشتى رفتار او را ياد كند ، تا مردم از او بپرهيزند .
وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً
: خداوند سخنان زشت را مىشنود و راستگو و دروغگو را مىشناسد و هر يك را بعملش پاداش يا كيفر مىدهد .
دلالت آيه
اين آيه ، دليل است بر اينكه : هر گاه كسى پردهء خود را به درد و گناه خود را آشكار سازد ، آشكار كردن و اظهار آنچه در اوست ، جايز است ، در حديث است كه :
« در باره فاسق چيزهايى كه باعث معرفى او در ميان مردم شود ، بگوييد و فاسق را غيبت نيست » همچنين اين آيه ، مردم را به اخلاق پسنديده ، ترغيب و از كشف عيبهاى مردم ، نهى مىكند و خبر مىدهد كه ذات بيهمتاى خداوند از اراده زشتىها منزه است ، زيرا دوستى چيزى به معناى ارادهء آن چيز است و چون خداوند ، به حكم اين آيه ، زشتى را دوست ندارد ، ارادهء آن را هم ندارد .