بيان آيهء 90
لغت
حصر : تنگى . هر كس از چيزى يا كارى با سختى به تنگ آيد ، گويند : حصر يافته .
اعتزال : دور شدن از چيزى . احرص گويد :
يا بيت عاتكة الذى اتعزل * حذر العدى و به الفؤاد موكل
يعنى : اى خانهء عاتكه كه از آن كناره مىگيرم مثل دشمنان ، در حالى كه دل به آن بستگى دارد .
گروهى از مسلمين را معتزله ، مىنامند زيرا از مجلس درس حسن بصرى كناره گيرى كردند ، با اينكه از اصحاب درس وى شمرده مىشدند . علت كنارهگيرى و اعتزال ايشان اين بود كه : چون و اصل بن عطا قول به بطلان جبر و تفويض را ابطال و
« امر بين الامرين »
و حد وسط ميان آن دو را اختيار كرد و عمرو بن عبيد و جماعتى از او متابعت كردند ، ناچار شدند كه از حسن بصرى و اصحاب او كنارهگيرى كنند ، از اينرو مردم ايشان را « معتزله » خواندند و اين نام هم چنان براى ايشان باقى ماند .
اعراب
حضرت صدورهم : جمله محلا منصوب و حال است . حرف « قد » نيز مقدر است زيرا فعل ماضى وقتى مىتواند حال واقع شود كه همراه آن حرف « قد » باشد زيرا اين حرف فعل ماضى را به حال نزديك مىسازد . ممكن است اين جمله محلا منصوب و صفت باشد براى موصوفى محذوف كه حال بوده است .
مقصود
از آنجا كه خداوند ، در آيهء پيش دستور داده بود كه مؤمنان با آنهايى كه از بلاد شرك ، مهاجرت نمىكنند ، بجنگند و با آنها دوستى نكنند ، اكنون از جملهء ايشان