اقوال
1 - ابن عباس گويد : فضل خدا اسلام و رحمتش قرآن است .
2 - ضحاك و سدى و جبايى گويند ، فضل خدا پيامبر و رحمتش قرآن است .
3 - از امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) روايت شده است كه : فضل و رحمت خدا يعنى پيامبر ( ص ) و على ( ع ) .
لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا
: جز گروه كمى ، از شيطان پيروى مىكرديد .
گفتهاند : در اين باره اقوالى است :
1 - در اين كلام ، تقديم و تاخير ، روى داده است و استثناء از
« أَذاعُوا بِهِ »
است .
يعنى : اذاعوا به الا قليلا ( جز عدهء كمى سايرين اخبار را نسنجيده و نفهميده ، در ميان مردم منتشر مىسازند ) اين قول از ابن عباس است . مبرد و كسايى و فراء و بلخى و طبرى نيز همين قول را اختيار كرده و گفتهاند : اين قول بهتر است زيرا شايع كردن نيز بيشتر از استنباط است .
2 - استثنا از :
« لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ »
است ، يعنى آنهايى كه در صدد استنباط خبر هستند - جز كمى از آنان - مىدانند اين قول را اكثر اهل لغت ، اختيار كردهاند .
3 - اين جمله را بايد طبق ظاهر آن معنى كرد ، بدون اينكه تقديم و تاخيرى در آن اتفاق افتاده باشد . منظور قرآن اين است كه : اگر لطف و رحمت خداوند شامل حال مردم نشده و بوسيلهء پيامبر و قرآن ، آنان را به راه راست دعوت نكرده بود ، جز عدهء كمى از آنان ، بقيه پيرو شيطان مىشدند ، چنان كه پيش از بعثت پيامبر ، چنين بود و اشخاص معدودى مثل : قس بن ساعده و زيد بن عمرو بن نفيل و ورقة بن نوفل و براء شنى و ابو ذر غفارى و طالبان دين ، در برابر تودهء شيطان ، اهل هدايت و خداپرستى بودند ، اين قول از انبارى است .
4 - اگر فضل خدا و رحمتش به وسيلهء يارى و پيروزيهاى پى در پى شامل حال شما نمىشد ، از وسوسههايى كه شيطان به شما القا مىكند و انديشههاى فاسدى كه به ضعف و