مقصود
سپس خداوند مردم را بطاعت پيامبر ترغيب كرده ، مىفرمايد :
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
: هر كس طاعت پيامبر كند ، طاعت خدا كرده است ، زيرا اگر چه بواسطهء اينكه با ارادهء پيامبر موافقت كرده ، طاعت پيامبر كرده است ، لكن در حقيقت اطاعت خدا كرده ، زيرا مطابق امر و ارادهء اوست . البته يك امر از دو امر نيست چنان كه يك فعل از دو فاعل نيست .
وَ مَنْ تَوَلَّى
: هر كس اعراض كند و اطاعت نكند .
فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً
: ابن زيد گويد : يعنى ترا نفرستادهايم كه آنها را از اعراض حفظ كنى و با سلام مجبور سازى وى گويد : بنا بر اين ، بايد اين مطلب مربوط به آغاز بعثت پيامبر باشد ، چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد :
« إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ »
( سوره شورى 48 يعنى تنها بر تو رسانيدن است ) سپس بعداً امر بجهاد مىكند .
برخى گفتهاند : يعنى ترا نفرستادهايم كه آنها را از ارتكاب معصيت حفظ كنى .
اين آيه ، خاطر پيامبر را نسبت به روىگردان بودن مردم ، تسلى مىدهد و در عين حال شان پيامبر را بزرگ شمرده ، مىگويد : طاعت او طاعت خداست .
پس از آن اين مطلب را بيان مىكند كه منافقان ، به ظاهر مطيع و به باطن عاصى هستند ، ميفرمايد :
وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ
: حسن و سدى و ضحاك گويند : يعنى منافقين مىگويند : روش ما طاعت است .
برخى گفتهاند : منظور مسلمانان است كه از آنها حكايت كرد كه از مردم مثل خدا يا شديدتر ، مىترسند و اكنون از آنها حكايت مىكند كه مىگويند : امر ترا اطاعت مىكنيم .
فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ
: حسن و قتاده گويند : يعنى هر گاه پيش از تو مىروند ، شما را تكذيب مىكنند و شبها چيزهايى غير از آنچه شما مىگوييد ، در پيش مىگيرند و مىانديشند .