گاهى سخن از بى دينى ولا مذهبى است وعوامل گوناگون آن كه در اين
باره سخنان گفته وناله ها سر داده اند ، اما مى خواهم بگويم فاجعهء بزرگترى
را ما مشاهده مى كنيم و نبايد از آن غافل بود و آن فاجعهء اسفناك دين دارها
وجانب حق دارى آنها در قالت باطلها وتحريفات ، نگاهى به سرگذشت
اسفبار قرآن در ملت اسلامى بكنيد آن را در كجا مىيابيد ، آيا در قانون گذارى
يا در گورستانها ؟ مكتب عظيم تشيع ورهبران يا موضع هاى خاصهء آنها را چگونه
مىيابيد ؟ آيا منظور از دوستى و ولايت على ( ع ) اين است كه ما بدان بازى مى
كنيم ؟ آيا حماسهء غدير اينهاست ؟ وآيا راز و سر انقلاب عاشورا همين چند
روز به سرو سينه كوبيدن وتأييد چيزهاى ديگر و بعدا همان بودن ، اين بود
نتيجه انقلاب حسينى وعلوى ؟ ! آيا زيارت نمودن يعنى چنين كه ما مىكنيم ؟
آيا عبادات همين هاست كه ما براي خود شكلبندى كره ايم ؟
تا كى خواب تا چه زمان خرگوش صفتى وبوقلمون ذاتى ؟ ؟ تا زمانيكه ما
مى خواهيم متجدد داروپائى وفرنگى زندگى نمائيم وهم به اصطلاح ، على وار و
حسين وار ! ! ! اين بدبختيها گريبانگر ما خواهد بود مگر ميتوان هم پيرو يزيدها
باشيم وهم حسين ( ع ) ! ! ؟ اما همت ما نسل جديد چيزى جز اين نيست
آنقدر سخن در اينجا هست كه به نظم سخن ورشتهء تحرير نمىآيد و در اينجا
به پاره اى از حقايق تحريف شده اشاره مى نمايم :
از جمله حقايقى كه تا به حال تحريف آنها باقى است مى توانيم اين واژه ها
را نام ببريم :
ايمان ، مؤمن ، جهاد واجتهاد ، نص ، آزارى و حريت ، احسان و
بخشش ، حكمت ، حلم ، خشوع تواضع ، خوف ورجاء ، اخلاق ، خبر وشر ،
عدل وظلم ، دعاء آخرت ، دين ، ذكر ، صلهء رحم ، رزق و روزى ، رضا زهد
وزاهد ، سعادت ، شقاوت ، سلطان ، سياست ودين ، شفاعت ، شكر ، شيعه
شيعه بودن ، صبر ، صدقه ، صلح ، سكوت ، تولى وتبرى ، دوستى در راه
الدليل على موضوعات نهج البلاغة — صفحة 37
مساهمون: علي انصاريان
ص٣٧