تعريف و ضرورت موضوعى نمودن متون فرهنگى اسلامى
دستهاى آلوده و خيانت براي تحريف وقلب حقايق انسانى در هر نقطه اى
در تكاپو وفعاليت است ودين مبين اسلام وفرهنگ آن نيز مصون از اين جنايتها
وفجائع فرهنگى نبوده ، عوامل گوناگونى را مىتوان نام برد كه تأثير بزرگى در
تحريف حقايق و واژه هاى اسلامى داشته اند .
حكومت اموى و علماء آنان از قدرتهاى بزرگى بودند كه كمر همت به
تحريف مسائل ومطالب اسلامى بستند ، تحريف مفاهيم جبر و اختيار و قضا و
قدر از يادگار آن زمان است كه ماهيت اصلى خود را از دست داده وملتها را
برسر اين مسائل نابود نموده اند و بعد از آنان دستگاه حكومتى بنى العباس در
ممالك اسلامى دست به تحريف حقايق ديگرى از قبيل مسائل توحيدى وكلامى
زدند ، گاهى روش اعتزال را پيش مى گرفتند گاهى اشعرى مسلك مىشدند ،
خلاصه هرطور كه سياست روز اقتضا مى كرد همانطور وشكل بودند و بعد در
قرون وسطى ، كشيشان ودستگاه كليسا در اروپا وغرب را از جملهء تحريف كنند
گان حقايق مىتوان نامبرد و در چندين قرن قبل تا حال مستشرقين واسلام
شناسان با كارهاى خود نيز از جملهء اشخاصى هستند كه حقايق اسلامى را
تحريف نموده اند .
الدليل على موضوعات نهج البلاغة — صفحة 36
مساهمون: علي انصاريان
ص٣٦