فصل چهارم - شرح اقامت در شماخى ، درباره مشاهداتى كه در آنجا داشتيم و در بيان چند جشن
اولين مراسم ديدنى سال جديد يعنى 1637 ميلادى را كه در ايران توانستيم ببنيم ، تدفين يك ايرانى اصيلزاده و محترم بودند گويا در ضيافت خان كه به افتخار ورود ما ترتيب داده بود تا سرحد مرگ شراب نوشيدهء بود ، جنازه ضمن مراسمى ويژه و تماشائى به يك مسجد « 1 » حمل گرديد تا از آنجا به بابل « 2 » و كوفه « 3 » نزديك نجف « 4 » كه مدفن حضرت على ( ع ) و ساير امامان يا قديسين بزرگ است برده و دفن شود .
دوم ژانويه ، خان به همراه كلانتر و چند نفر از خدمه بارگاه خود براى ملاقات سفرا آمد . وى با خود انواع شيرينى و مقدارى شراب آورده بود و اظهار تمايل كرد كه موسيقى ما را بشنود . آلات موسيقى كه با خود داشتيم عبارت بود از ويلن ،
هامش
( 1 ) -Mestzid( 2 ) -Babylonكشور جمهورى عراق فعلى . و به طور كلى عراق عرب - م .
( 3 ) -Kufa( 4 ) -Nedjef