شايد ايرانىها مىخواستند دريابند كه آيا ما پول داريم يا خير ؟
به فروشندگان نيز دستور داده شده بود كه به فرنگىها « 1 » ( آنان آلمانىها را چنين مىنامند ) اجناس خود را ارزان بفروشند ، زيرا مجبور بوديم سه ماه تمام در شماخى بمانيم تا اجازه اقامت و ادامه سفر از طرف شاه صادر شود .
در اين مدت خان و كلانتر دوستى و احترام زياد خود را به ما نشان دادند ، براى خوشآمد ما ميهمانىهاى باشكوه ترتيب مىدادند و به شكارمان مىبردند .
چند بار نيز افرادى براى ديدن سفرا آمدند و بيشتر اوقات گوشت شكار و شراب جهت اداى دوستى و احترام برايمان مىفرستادند .
هامش
( 1 ) -Frenki- به احتمال زياد ساير اروپائيان را نيز چنين مىناميدهاند - م .