آسمان نگه داشتند و دميدند و بيشتر سر و صدا راه انداختند تا يك نواى دلپذير موسيقى .
غير از اين سورناچى « 1 » هم بود ، كه او نيز با نوعى آلت موسيقى مانند قرهنى مىنواخت . همچنين طبل نظامى كه شبيه يك باديه دراز بود ، آن را جلوى خود بر روى اسب آويزان كرده بودند ، چند نفر شيپورهاى خميدهء بلند و تعدادى نيز طبل دستى و نظاير اينها را داشتند . وقتى كه با چنين مراسم استقبالى كمى جلوتر رفتيم ، سفرا به سلامتى خان و كلانتر چند جام ديگر شراب نوشيدند ، در اين ميان دلقك خان كه او را چائوش « 2 » مىنامند با جغجغه و آواز و حركات صداهاى غريبى از خود در مىآورد .
يك چهارم مايل مانده به شهر بيش از دو هزار نفر مردم پياده ( كه اكثر آنها ارامنه مسيحى بودند ) با پنج پرچم كوچك كه بر سر چوبهاى بلندى استوار بود و هر كدام توسط مرد نيرومندى حمل مىشد در انتظار ما جمع شده بودند . آنان موسيقى شاد و مخصوصى را با سنج « 3 » ، آلتى شبيه دو باديه مسين كه به يكديگر مى - كوفتند . نىلبك و ديگر آلات موسيقى ناشناخته كه تمام آنها را قادر به ديدن نبوديم مىنواختند و بدين وسيله رسيدن ما را به شهر خوشآمد گفتند . چند نفر ديگر با تكان دادن دست خود ابراز خوشحالى مىكردند و كلاه خود را دور سر مىچرخاندند ، سپس به هوا پرتاب مىكردند و دوبارهء آن را مىگرفتند و در مقابل و نزديك ما فرياد خوشحالى مىكشيدند . در اينجا خان براى سومين بار ايستاد و با فرستادگان شراب نوشيد .
هنگامى كه به ديوار شهر نزديك مىشديم ، تعداد زيادى طبال ، نوازنده شيپور
هامش
( 1 ) -Surnatzi( 2 ) - در اصلTzausch- چاووش همواره در جلوى مركب بزرگان مىرفته و در واقع خبردهنده حضور حاكم بوده است - م .
( 3 ) -Sintz