فصل سوم - چگونه بيرون از شهر شماخى از ما استقبال شد و از آنجا ما را به شماخى بردند .
هنوز در دو مايلى شهر بوديم كه يك نفر پياده به طرف هيئت سفرا آمد و گفت :
« به منطقهء حكومت خان خوش آمديد . نرسيده به شهر شخص خان به استقبال خواهد آمد . »
اين مرد « 1 » تمام مدت پيشاپيش اسب سفراء مىدويد . هنوز در يك مايلى شهر بوديم كه سى نفر سوار بسيار تميز براى ديدن ما آمدند و فورا چهار نعل بازگشتند .
چند لحظه بعد در كنار يك دهكده صد نفر بر اسبهاى اصيل ، طورى قرار گرفته بودند كه ما بايستى از ميان آنان بگذريم . پس از دو بار شليك توپ ، دستهء سوار كه بين آنها دوازده نفر با كلاههاى مخصوص كه شباهت به نوك برج داشت و تكيه « 2 » ناميده مىشد و ويژه افرادى از دودمان حضرت على ( ع ) بود به سفرا نزديك شدند و به تركى ( آنها ترجيح مىدادند كه به زبان تركى صحبت كنند تا به فارسى ) و
هامش
( 1 ) - اين دونده بايد همان « شاطر » باشد كه در آن زمان براى چنين مراسمى تربيت مىشدند - م .
( 2 ) -Takiae