روباه معمولى است ( روباه نيز زياد است و آن را تولكى « 1 » مىنامند ) بر پشت آنها پشم قطورى از تار موهاى مرغوبى ديده مىشود . زير شكمشان مانند برف سفيد است و داراى گوشهائى به سياهى زغال و دمى كوچكتر از روباه معمولىاند .
اين شغالها در شب گلهوار دور دهكده مىچرخيدند و فريادهائى كه به گوش همچون نالهاى از دور مىرسيد ، سرمىدادند .
دهقانان گاوهاى نر بسيارى دارند كه وسيلهء آنها الوار ، درختان و بارهاى گران را حمل مىكنند . خوراك و نيز موادى كه براى تقويت و سلامت بيشتر به آنها خورانده مىشود شنبليله « 2 » است كه ما معمولا به عوض آن عدس و مخلوطى از گياهان خودرو و بدردنخور ، با علف و غلات به آنها مىدهيم . شيرى كه از ماده گاوها به دست مىآورند ، آنچنان چرب است كه بر روى آن خامهاى به اندازه بيش از دو انگشت مىبندد و كرهاى بسيار خوشمزه از آن مىگيرند . از شير گاو پنير درست نمىكنند ، بلكه آن را فقط از شير گوسفند تهيه مىكنند .
در دهكدهء نياز آباد « 3 » كه اقامت داشتيم ، حدود پانزده خانه وجود داشت كه همهء آنها چهارگوش و تقريبا به بلندى قد دو آدمى بود . بام اين خانهها هموار و بر آن علف سبز شده بود و انسان مىتوانست بر روى آنها ، درست مانند كف زمين راه ، برود . ساختن چنين بامهائى نهتنها در تمام ايران ، بلكه در تمام قاره آسيا متداول است . هنگام تابستان مردم آزادانه بر روى بامها رفت و آمد مىكنند ، غذا مى - خورند و شبها براى اينكه از هواى خنك برخوردار شوند همانجا مىخوابند .
اين خانهها از درون نيز بسيار تميز مىنمود و اطاقهاى آن باقالى مفروش بود .
در نيازآباد به خانههاى اهالى وارد شديم ، صاحبخانهها ما را با روى خوش پذيرفتند . از آنجا كه تعداد ما زياد بود و مىبايستى چند هفتهئى در آنجا اقامت كنيم و دهكده نيز از بسيارى جهات پاسخگوى نيازهاى ما نبود و دستورى هم براى
هامش
( 1 ) -Tulki- به تركى آذرى نيز تولكى معناى روباه را مىدهد - م .
( 2 ) -Schembelile( 3 ) -Niasabat