فصل دوم - دربارهء ساحلى كه كناره گرفته بوديم و اينكه چگونه در آنجا گذرانديم .
جائى كه لنگر انداخته بوديم موسكور « 1 » نام داشت كه بخشى از ايالت شيروان « 2 » يا سرزمين قديمى مادهاست . اين ناحيه به موازات درازاى درياى خزر از دربند « 3 » تا گيلان « 4 » كشيده شده است و در اين فاصله دويست دهكده وجود دارد و
هامش
( 1 ) -Muskur( 2 ) -Schirwan- تذكره جغرافياى تاريخى ايران صفحه 239 :
« صفحه شيروان در قديم قسمتى از ايالت كنونى بادكوبه را تشكيل مىداد كه تا قرون وسطى سلسله مخصوصى به اسم شيروانشاه در اينجا سلطنت مىكردند و از آنجا در امتداد ساحل دريا به دربند مىرفتند كه اعراب باب الابواب مىگفتند . . . »
( 3 ) -Derbent- كتاب تشكيل دولت ملى در ايران صفحه 197 :
« دربند موضعى است كه از آنجا كوه چنان به ساحل نزديك مىشود كه فقط از معبر تنگى از آنجا عبور ميسر است و به همين دليل دربند را موضعى غيرقابل تسخير مىدانستند و به آن لقب « دروازه آهنين » ( به تركى : دميرقاپى ) داده بودند . » براى آگاهى بيشتر از اين موضع مهم و اهميت استراتژيك آن به صفحات 102 - 105 و 107 همين كتاب رجوع فرمائيد - م .
( 4 ) -Kilan