دستور نواختن داده شد كه موسيقى ما توجه آنان را جلب كرد . در مقابل مهماندار براى ما پنج رأس گوسفند ، سه كوزه شراب و چند عدد انار فرستاد .
روز سىام نوامبر مأموران ما از شماخى با اين خبر بازگشتند كه خان را نه در شهر ، بلكه چند مايلى دور تر به همراهى چهارصد نفر زير خيمههائى كه برافراشته بودند ملاقات كردهاند . فرستادگان ما با رفتار دوستانهء خان روبرو شده بودند و به ايشان گفته شده بود كه دستور لازم صدور يافته و مهماندارى براى سفرا گسيل شده است تا به آنها كمك كند . علاوه بر اين وقتى خان دريافت كه تعداد نفرات هيأت ما به سيصد نفر مىرسد ، اظهار داشته بود كه شاه را در جريان خواهند گذاشت و اضافه كرده بود كه اگر اين تعداد دو برابر هم كه باشند ميهمانان عزيز ما خواهد بود ، زيرا شاه ( ايرانىها پادشاه خود را چنين مىنامند ) قبلا از اهميت مأموريت « 1 » اين هيئت آگاه بوده و با ميل و علاقهء بسيار در انتظار ديدن آنان به سر مىبرد . ضمنا خان با علاقه و شوق فراوان ، محرمانه دربارهء زندگى و آداب و رسوم و ميزان تيزهوشى و نكتهسنجى افراد هيئت تحقيق كرده بود .
زمانى كه مهماندار ما پىبرد كه به چه تعداد رأس اسب و چه تعداد گارى نياز داريم و سلطان دربند هم نمىخواست چنين رقم بزرگى را از حوزهء مأموريت خود تأمين كند ، بنابراين تصميم گرفت شخصا نيازهاى ما را از امكانات شماخى برآورد و به همين جهت اقامت ما در نيازآباد طولانىتر شد .
نهم دسامبر مهماندار دوباره بازگشت و با بيان اينكه بايد ظرف چهارده روز خود را آماده حركت كنيم ، ما را تسلى داد ، زيرا نهتنها از شماخى بلكه از منطقه دربند نيز به تعداد كافى شتر ، اسب و گارى تهيه شده بود ، حتى روز دوازدهم دسامبر مقدارى از آنها رسيده بود ولى شبانه همه فرار كردند . مهماندار عذر آورد كه در اين شب برف باريده و هوا سرد بوده است ، به طورى كه ظرف صد سال اخير چنين وضعى مشاهده نشده بود و ايرانىها عادت به مسافرت در چنين هوائى ندارند و
هامش
( 1 ) - براى آگاهى از مأموريت اين هيئت به مقدمه مترجم رجوع فرمائيد - م .