يعنى معبود است ; مقصود اين است كه اختراع كننده اين مخلوقات خداست ، و وارث همه مخلوقات هم خداست ، همچنين معبود همه خلايق و روزى دهنده به آنها هم خداست ، احدى غير از او مؤثّر نيست .
حركت افلاك در راه رضاى خداوند
« وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ دَائِبَانِ فِى مَرْضَاتِهِ ، يُبْلِيَانِ كُلَّ جَدِيد ، وَيُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِيد »
( و خورشيد و ماه به رضاى او سير مىكنند ، و هر تازه اى را كهنه ، و هر دورى را نزديك مىگردانند . )
« و الشّمس و القمر دائبان فى مرضاته » ; « دائب » از مادّه « دئب » به معناى جدّيت مستمرّ و شبانه روزى است ; يعنى خورشيد و ماه در سير و حركت خود جدّيت دارند ، طلوع و غروب آنها در اثر سير و حركت آنهاست ، و اين سير و حركت هم در همان راهى است كه خدا براى آنها معيّن كرده است . « يبليان كلّ جديد » هر چيز تازه اى را كهنه مىكنند ، « و يقرّبان كلّ بعيد » و هر دورى را نزديك مىگردانند ; يعنى اين گذشت زمان است كه جوانها را پير مىكند و به دنيا نيامده ها را به دنيا مىآورد ، و گذشت زمان هم بر اثر آمد و رفت شب و روز است ، آمد و رفت شب و روز هم بر اثر طلوع و غروب خورشيد و ماه است .
احاطه علم خداوند به همه چيز
« قَسَمَ اَرْزَاقَهُمْ ، وَاَحْصَى آثَارَهُمْ وَاَعْمَالَهُمْ ، وَعَدَدَ اَنْفاسِهِمْ ، وَخَائِنَةَ اَعْيُنِهِمْ »
( او روزى خلايق را تقسيم كرده ، و آثار و كردار و عدد نفسها و خيانت چشمهاى آنها را شماره و حفظ كرده است . )
روزيهاى جسمانى و معنوى بندگان را خداوند تقسيم مىكند ، و شماره آثار و اعمال و تعداد نفسهاى بندگان و خيانتهايى را كه چشمهاى انسانها مىكنند خداوند حفظ مىكند ; مىداند اعمال آنها چيست ، مىداند چند نفس كشيده اند . خدا هم
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 452
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٤٥٢