« مِنْ » تبعيض از خُطَب باشد ، در اين صورت معناى « و من خطبة له ( عليه السلام ) » اين است كه اين خطبه از جمله خطبه هاى حضرت امير ( عليه السلام ) مىباشد .
حمد و ستايش خداوند
« اَلْحَمْدُلِلّهِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَيْرِ رُؤْيَة ، وَالْخَالِقِ مِنْ غَيْرِ رَوِيَّة »
( ستايش مخصوص خدايى است كه بدون ديده شدن شناخته شده ، و بدون فكر كردن خالق است . )
معناى حمد و اين كه چرا حمد و ستايش مخصوص خداست ، به طور مفصّل در خطبه اوّل و برخى خطبه هاى ديگر كه با حمد و ثناى خدا شروع شده بيان شد كه از تكرار آن صرف نظر مىكنيم . آنچه در اين مورد قابل توضيح است اين كه فرموده : « المعروف من غير رؤية » خداوندى كه بدون ديده شدن شناخته شده است ، وجود خداوند براى مردم از راه فطرت شناخته شده است . قرآن شريف فرموده است : ( أ فى الله شكّ فاطر السّماوات و الارض ) ( 1 ) آيا در خدايى كه خالق زمين و آسمانهاست شكّى وجود دارد ؟ او برحسب فطرت براى همه معروف و مشهور است .
« و الخالق من غير رويّة » حمد و ستايش مخصوص خالقى است كه بدون فكر كردن خالق است . اينها در حقيقت اوصافى است كه حضرت امير ( عليه السلام ) براى خداوند بيان مىكنند . « رويّة » به معناى فكر است ; مىفرمايد : خداوند اين گونه نيست كه قبل از اختراع چيزى ، اوّل فكر و انديشه و نقشه بردارى كند تا بعداً چيز مورد نظر خود را اختراع كند ، بلكه خداوند بدون فكر قبلى هرچه را اراده كند خلق مىكند .
هامش
1 - سوره ابراهيم ، آيه 10