پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) هم « بشير » بوده و هم « نذير » هم مردم را به بهشت بشارت مى داده و هم از غضب خدا مى ترسانده است ، امّا چون حضرت در مقام توبيخ كسانى است كه با آن حضرت و اهل بيت پيغمبر بد رفتارى مى كردند فقط نذير بودن آن حضرت را ذكر مىكند تا آنها را از عاقبت كار بدشان بترساند .
« وَأَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ »
( و پيغمبر را برانگيخت امين بر قرآنى كه نازل شده از طرف خداست . )
« تنزيل » مصدر است امّا به معنى اسم مفعول ، يعنى نازل شده . « امين » كسى است كه امانت را حفظ كند . پيغمبر قرآن را به همان صورتى كه بر او نازل شده بود به مردم تحويل داد بدون اين كه در آن تصرّف كند .
وضعيت اعراب در عصر بعثت
« وَاَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شرِّ دِين ، وَفِى شَرِّ دَار »
( در حالى پيغمبر مبعوث شد كه شما اى جمعيت عرب بدترين دين و بدترين سراى را داشتيد . )
بدترين دين را داشتيد ، مردم حجاز بت پرست بودند ، سيصد و شصت بت در خانه كعبه بود و بزرگشان هُبَل نام داشت ، به دست خود مى تراشيدند و پرستش مى كردند . نقل كرده اند عربى بتى را كه به دست خود تراشيده بود و عبادت مى كرد موقعى ديد دو روباه به صورت آن بول كردند ، عصبانى شد و بت را به دور انداخت و گفت : « اربّ يبول الثعلبان بوجهه ؟ ! » اين هم خدا شد كه دو روباه به روى آن بول كنند ؟ ! بله بدترين دين را داشتند كه دست ساز خودشان را كه يك قطعه چوب و يا سنگ بود مى پرستيدند .
در بدترين خانه زندگى مى كردند ، يعنى منطقه زندگى آنها بد بود ، نه آب داشت نه آبادانى ، همه اش سنگلاخ بود ، اينها نوعاً بيابان گرد بودند و در بيابانها و
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 417
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٤١٧