حضرت مى فرمايد : اينها براى آموختن باشتاب رفته اند و خيلى هم جمع آورى كرده اند اما از راهش نرفته اند ، سراغ على ( عليه السلام ) كه كانون علم پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است نرفته اند ، به جاهاى ديگر رفته اند كه علوم پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) در اختيارشان نيست ، از مجعولات و اسرائيليات و مانند اينها مجبورند مطالبى را از خودشان ببافند و بگويند ، و چون آنچه را جمع آورى كرده اند باطل است لذا حضرت مى فرمايد : هرچه كمتر باشد بهتر است .
« حَتَّى إِذَا ارْتَوَى مِنْ آجِن »
( تا وقتى كه از آب متعفّن سيراب شد . )
در علمش تعفّن هست ، آب متعفّن آب است اما آلودگى آن زياد است ، اينها كه سراغ باطل مى روند همه اش كه باطل نيست ، بالاخره باطل را اگر بخواهند خورد مردم بدهند در بين آن مطالب حقّى هم هست كه جاذبه اى براى آن ايجاد مىكند ، لذا حضرت اين علمهاى غلط و باطل را به آب آلوده تشبيه كرده و چون آلوده است همچون آب آلوده براى جامعه مضرّ است .
« وَاكْتَنَزَ مِنْ غَيْرِ طَائِل »
( و چيزهاى بى فايده را به صورت گنج جمع آورى كرد . )
در بعضى نسخه ها « اكتثر » دارد يعنى زياد جمع آورى كرد ; يعنى معلومات غلط را براى خودش زياد جمع كرد ، و با اين معلومات غلط مى خواهند مفتى و قاضى جامعه بشوند .
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 252
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٢٥٢