« موضع » يعنى تاخت و تاز دارد . آيه شريفه قرآن دارد : ( و لأوضعوا خلالكم ) ( 1 ) در بين شما مى تازانند .
خلاصه حضرت مى فرمايد : اين دسته در بين مردم نادان تاخت و تاز دارند ، جلال و جبروتى براى خودشان درست كرده اند ، و در مقام فتوى و قضاوت نشسته اند ، چنين افرادى جهلشان مربوط به خودشان نيست بلكه مردم را به دور خودشان جمع كرده و وادار مى كنند كه از آنها پيروى كنند .
« عَاد فِى أَغْبَاشِ الْفِتْنَةِ »
( در ظلمت هاى فتنه مى دود . )
« عاد » از مادّه « عَدو » به معناى دويدن است ، يعنى مى دود و مى تازاند . در بعضى از نسخه ها « غارّ » آمده ، يعنى غافل و يا فريب دهنده ; در نقل اصول كافى « عانِ » آمده ، ( 2 ) يعنى اسير ، جمع آن مىشود « عوانى » . « أغباش » جمع « غَبَش » است ، به معناى آخر شب كه كاملاً تاريك است ; در بعضى از نسخه ها « أغطاش » دارد جمع « غَطَش » ، آن هم به معناى تاريكى است .
انسان در تاريكى بايد خيلى آهسته و دست به عصا برود كه در چاه نيفتد . اين دسته در تاريكى مى دوند و از افتادن در چاه هم باكى ندارند ، مى خواهند آقايى و رياست خود را حفظ كنند . مردم هم به دنبال آنها در چاه مى افتند .
« عَم بِمَا فِى عَِقْدِ الْهُدْنَةِ »
( از ديدن آنچه در صلح و صفا هست كور است . )
يعنى آدمى كه فتنه انگيزى مىكند نمى داند كه صلح و صفا هم به نفع خودش و هم به نفع جامعه است ، لااقلّ به عذاب و عقاب خدا گرفتار نمى شود ، اما اين معنا را نمى فهمد ، به همين دليل او كور است و در فتنه كه تاريكى است مى تازد و مردم را
هامش
1 - سوره توبه ، آيه 47
2 - كافى ، ج 1 ، ص 55 ، باب البدع و الرّأى ، حديث 6