غير خدا هم مستقلا نقشى قائل بودند ; مثل پارتى و شفيع قرار دادن بتها پيش خدا .
بركات پيامبر
« فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ »
( پس خدا به وسيله اين پيامبر مردم را از گمراهى به هدايت رساند . )
هدايت دو معنا دارد : يك معنايش « ارائة الطّريق » است ، يعنى نشان دادن راه ، مثل اين كه شما راهى را ندانيد و از كسى بپرسيد او فقط به شما بگويد از كدام طرف برويد تا به مقصد برسيد ، و معناى ديگر هدايت « ايصال الى المطلوب » است ، يعنى رساندن به مقصد ; به اين معنا كه اگر از فردى سراغ راهى را گرفتيد او خود همراه شما تا مقصد بيايد و شما را به آنجا برساند .
هدايت خدا توسّط پيامبران از نوع اوّل است ; يعنى خدا ارائة الطّريق فرموده ، به اين معنا كه پيامبران راه حق را به بشر ارائه نموده و چون بشر در كارهاى خود فاعل مختار خلق شده است بايد به اختيار خودش باشد و خود به دنبال راه حق برود و آن را پيدا كند .
« وَأَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ »
( و مردم را به واسطه وجود اين پيامبر از جهالت نجات داد . )
به بركت پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و اسلام علم در جهان پيشرفت كرد ، و حتى اروپا و آمريكا ريشه معلومات خود را از جهان اسلام گرفتند ; شما سراغ نداريد دينى و مكتبى را كه نسبت به فراگيرى علم و دانش اين همه سفارش نموده باشد .
اوّلين سوره اى كه بر پيامبر نازل شد به اتفاق مفسّرين قرآن سوره علق بود ، با اين كه در محيط آن روز جهل و بى سوادى و توحّش حاكم بود در اوّلين سوره از خواندن و تعليم انسان ياد نموده است : ( علّم الانسان ما لم يعلم ) ( 1 ) ; و از پيامبر شايد
هامش
1 - سوره علق ، آيه 5